elahenaz
حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی.................................................... زیباترین اسارت زندگی من است!
elahenaz
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، زندگی مشترک من سالهاست که آغاز شده است...
elahenaz
امروز دلم واسه داشتنت پَر که نه ، پَر پَر مے زنه واسه بودنت و بغل کردنت ! اینکه سَرم رو بذارم روے شونه ات و دستات رو فرو کنے لاے موهام و بگے: مالِ خودمے ... ! ♥ بعد ببینے که چه جورے با همین دو سه حرف تو آروم مے شم امروز دلم خیلے امنیت تو رو مے خواست ! خیلے ...!
elahenaz
پس می زنم لحظه ها را تا برسم به بلندای آغوش آرامــــــــش بخش تو که در آغوشم بگیری و من... دنیایم را ببازم در پس عطر تنت..!
elahenaz
عـادت کـرده ام نـگـاه کنـم بـه آدم هایی که از دور می آیـند تـا آن زمان که ثـابت شونـد " تــو " نـیستـند
elahenaz
جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد مثلا آغوشـــــــــــ ِ تو....
elahenaz
امام رضا واسطه شد که ما به هم نرسیم
elahenaz
وقتی گريه می کنم تورا درميان اشکهايم ميبينم.ولی اشکهايم را پاک می کنم تا کسی تو را نبيند.
elahenaz
گوش هایم انتظار صدایت را می کشد
اگه ادم صبر کنه با ادم مورد نظرش بغل بشه دیگه چه شود
13 سال و 4 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 42 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 5 دقيقه قبل