elahenaz
خدایا من چه سازم ، خسته راهی درازم نه فرهادم که مرد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم
elahenaz
باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپارشب به خیر
elahenaz
روزی که بیای همه دنیا را شیرینی میدم /جان من بیا
elahenaz
تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است ؟آن روز چقدر از هم دور شده باشیم ؟ پای کدام بن بست کنار کدام درخت پایین کدام پنجره برای آخرین دیدار گریسته باشیم ؟
elahenaz
شیرین ترین لبخند اون لبخندیه که وقتی میخوای بهش اس ام اس بدی یه دفه خودش اس ام اس میده !
elahenaz
عشق خیالی من ، خودت نیستی ولی هنوز عشق خیالیت در رگهایم جریان دارد و قلبم میتپد با عشقی که تو در رگهای من جا گذاشتی
elahenaz
جمعه ها زمین ساکن و ساکت است و به شانه بالا انداختن های خورشید فکر می کند، من هم به تو
elahenaz
به حساب حسودی ام نگذار که هرجا ۲ نفر هستند و من تنها دلتنگ می شوم … هوای داشتن تو تنها هوای من است برای زنده بودن
elahenaz
خوابــــهایم بوی تن تـــو را می دهـــد نکنـــد آن دور تــر هــا نیمــه شب ، در آغوشم می گیـــری !