ال ناز
گاهی وقت ها یک شب / چند شب طول می کشد تا به صبح برسد ..
ال ناز
کودکی هایمان بخیر ... /انگشت هایم را سمت تو غلاف می کردم/تو هفت سنگ مرا به سینه ات می زدی/من از گرگ های تو به هوا می پریدم ..., دو چرخه سواری را روی زانو های زخمی تو آموختم ولی ... آنقدر خوب رکاب زده ایم ,که جای برگشتی نمانده انگار ....
ال ناز
یه حرفایی رو نمی شه ساده زد .. / آدم جونش بالا میاد تا به زبون بیارتشون ...
ال ناز
وقتی بابا از سرِ دلتنگی واسه خودش زیرِ لب / می زنه زیرِ آواز ..
ال ناز
دوست ندارم عادت کنم به این همه تنهایی / وقتی تو هستی
ال ناز
کمی با آن روی سگم مدارا می کنم .. / و بی اعتنا به فحش های در دست انتشار/ زیر لبم ساعتی را مرور می کنم/ که زار نیامدنت را می زند ..
ال ناز
دلم مرد میخواهد نابینا/ خط بریل بداند /فصل به فصل تنم را بخواند ...
ال ناز
کاش گاهی مرد بودم/ میشد تنهاییم را به خیابان بیاورم/ سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم /کاش گاهی مرد بودم/ میشد شادی ام را به کوچه ها بریزم/ با صدای بلند بخندم و هیچ ماشینی برای سوار کردنم / ترمز نکند ...
دیشب یکی از اون شب ها بود ..
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبل