دلم یک اتفاق می خواهد .. / یک اتفاق ساده ...
غیر منتظره , دلم دیدنِ اتفاقی یک دوست را می خواهد ... یکی که دل تنگ اش نباشی ولی دلت بخواهد که این اتفاق با دستانِ او رقم بخورد ... هوا گرفته باشد ,بدانی که یک هوار باران در راه است و تو بی هیچ انتظاری در ایستگاهی که تا به حال حتی راهت را هم برایش کج نمی کردی ,آسوده لم داده باشی ... حواسِ هیچ کس متوجه ات نباشد ...
به اتفاق های اخیر فکر کنی ... به آدم ها خیره شوی , به لباس هایشان و هِی ودت را درگیرشان کنی ...و بار ها ازت بپرسند :
- خانوم ؟ تازه رفت ؟ بعدی کِی میاد ؟
سر تکان دهی و از جواب دادن فرار کنی ..., بعد هِی پیش خودت به این فکر کنی که کِی رفت ؟ کِی بود که رفت ؟ و یک آن به خودت بیایی و همینطور که به انگشتانت خیره شده ای بفهمی سه ماه است که رفته.. چشمانت را با حلقه های اشک بگردانی پِی کسانی که ازت می پرسیدند ... تا بهشان بگویی سه ماه است که رفته ... سه ماه است از که مرده ای/ نباشند ... ,آن وقت تو بمانی و یک دنیا ناباوری ... یه دنیا حرف ... که هیچ کس پِی شنیدنشان را نگرفت ...
فقط یه #دختر-ایرانی ه که/ با وجود تجاوز فردی و گروهی و اسید پاشی و مزاحمهاى خیابونی و زور گیری و قتل و هزار خطر دیگه/ هنوزم تو این مملکت درس میخونه/ ورزش میکنه/رانندگى میکنه/کار میکنه/ عاشق میشه/اعتماد میکنه/ #مادر میشه و به بچش یاد میده آدم باشه...
#محمد گفت : هر که ایمان دارد به خدا و از او چیزی نخواهد ، خدا بر او خشمگین شود . . . . به من خشم نگیر که چیز زیادی میخوام ازت که در توانت هم هست ، من کلا آدم زیاده خواهیم خودت که میدونی ... این بچه ها یه خورده مریضن ، بهشون میگن بیمار #سرطانی ... واسه تو راحته #شفا دادنشون , دست خودتو میبوسه ، سرنوشتی که رقم زدی رو عوض کن ، #یا#قاضی#الحاجات ... و هو #الشافی
تو روحت
13 سال و 4 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 30 دقيقه قبلتو دلت
13 سال و 4 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 27 دقيقه قبلکصافطططا
13 سال و 4 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 26 دقيقه قبلتو جيگرت
13 سال و 4 ماه و 16 روز و 13 ساعت و 39 دقيقه قبلتـو کـو....ت


13 سال و 4 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل