در یک چهارراه / که آدرسش اهمیتی ندارد/ یک دختر که اسمش را کاری نداریم ../ به چراغ قرمز عابر پیاده رسید و ایستاد و منتظر ماند و نرفت/ مردانی که به سطح فرهنگشان کاری نداریم / از کنار دختر که لباسش در قصه ما نقشی ندارد/ به خیابانی که تعداد ماشین هایش را بیخیال می شویم/ وارد می شدند چراغ قرمز و ترافیک بود و کسی نمی ایستاد / یک انگشت توهین آمیز چند آرنج خشن چند صد کلمهی تحقیر کننده با پیکر دختر برخورد کرد /از کشوری که اسمش را نمی بریم از مردمی /که نامهایشان را فراموش می کنیم از آیینی که نقشش را در این حادثه انکار می کنیم/ دخترک بیزار بود ...
دخترک بیزار بود از مردانی که به سطح فرهنگشان کاری نداریم...و یا شاید بیزار از دخترانی که مسبب این چنین بینش مردان آن سرزمین شدند..میزان تقصیر شاید در قصه ما نقشی ندارد..چراغ قرمز را بیخیال ما مردان و زنان این سرزمین هر دو از خط قرمز فرهنگ خویش رد شده ایم انگار...
ال ناز بی دغدغه و آروم نخوابیده الان فکر تو هسش چون مادره چون همیشه نگرانت بوده چون تیکه جونشی همه جا همه جا دلش باهاته پیشته میتونی حسش کنی میتونی تو زندگیت ببینی باور کن هست سعی کن همیشه خوشحالش کنی میدونم چه نعمت بزرگی رو از دست دادی خیلی خیلی خیلی خیلی سخته اما چی میشه کرد .....توکلت به خدا باشه دوست من@ال ناز
ایستاده ام جلوی اینه به آرایش کردن،کت وشلوارش را پوشیده ایستاده کنار من و چنان با دقت نگاه میکند که انگار میخواهد اینکار را یاد بگیرد،نگاهش میکنم،وانمود میکند که حواسش نیست و نگاهش را متوجه نقطه ای جز چشمهای من میکند،خنده ام میگیرد اما به روی خودم نمی اورم و کارم را میکنم،فقط مانده لبهایم،نگاهم را میچرخانم اما نیست،چشمم می افتد به دستهایش،رژ لبم را میبینم که گرفته دستش و پیروزمندانه نگاهم میکند که یعنی دنبالش نگرد اینجاست.
- بدِش من
اصلا به روی خودش نمی آورد،مُچ دستم را میگیرد و همین یک قدم را چنان میکِشَدم که جا میخورم.
- بذار ببینم شاگرد خوبی بودم یا نه
چانه ام را نگه میدارد که مبادا فرار نکنم!میخواهد رژ را روی لبهایم بکشد که میزنم زیر خنده،دستش را میکِشد وآنقدر جدی اخم میکند که میترسم،سعی میکنم خودم را نگه دارم،دوباره نزدیک لبهایم می آوردش،با هر مصیبتی هست خنده ام را قورت میدهم،نگاهش دیدنی ست،داغ اما آرام،گرچه آرامشش ساختگی ست،کارش را تمام میکند
- چه طوره؟
به آینه نگاه میکنم،خوب است،او شاگرد خوبیست،اما اگر نجنبیم دیر میرسیم
- نمرت بیسته البته با ارفاقا،حالا بریم؟
- بریم؟ کجا؟دستپخت من خوردن داره،یکم تاخیر گاهی لازم که نه واجبه اصلا
و من عزا میگیرم که باید دوباره موهایم را ببندم گرچه که....
به سلامتی کسی که پیک اول رو بدون سلامتی میره بالا....محشره دختر محشرررررررررررررررررررررررررررررررر
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل