میگن واسه آرامش خودتم که شده ببخش و فراموش کن ... ولی وقتی از کسایی که توقع نداری میرنجی/ هر چقدرم که بخوای ببخشی و فراموش کنی نمیشه ... انگار داری خودتو گول میزنی ... وقتی از یه دوست میرنجی/ حتی اگه بگی بخشیدمش/ یه چیزی ته دل ت می مونه ... / کینه نیست ... یه جای زخم ِ... / یه چیزی که نمیذاره اوضاع مثل قبل شه .... هرچقدر هم که تلاش کنی خودتو بزنی به اون راه و بگی نه/ بی فایده ست ... یه چیزی این وسط از بین رفته و جای خالی ش درد میکنه تا همیشه ...
این آخریا هی دنبال یه فرصت بودم که بهش بگم/یه بار دیگه آروم تو چشاش نگاه کنم و بهش بگم/ اما هی نمی شد ... یا حرف تو حرف می شد .... یا از فرط یه سکوت مزخرف لال می شدیم/هم اون/ هم من ... گاهی وقتام یه چیزایی زیر لبم می گفتم و باز ساکت می شدم ...انگار نفسم تموم می شد /آخرم اونقدر اصرار می کرد تا دوامون می شد ... کاش بهش می گفتم .... کاش از چشاش خجالت نمی کشیدم و بهش می گفتم ... اما دیگه خیلی دیر شده بود ... جفتمون میزون رو یه صندلی نشسته بودیم /درست رو آخری ترین صندلی ایستگاه ...اما مسیرمون یکی نبود ... اون نگاهش و داده بود به اون دور دورا و من به اون / اون منتظرمترو بود و من منتظر اون ... قطار اومد ...چشام و محکم بستم.../دلم می خواست/وقتی رفت ببینم / اونم مث من از جاش تکون نخورده ... .... به خودم که اومدم نبود ... اما من هنوز رو صندلی نشسته بودم و به یه صندلی خالی زل زده بودم ...
لازم به تذکر نیست اقتدار ملی رو همچنان در بغض شبانه پدر و کوتاهی دستان او در برابر خواسته های فرزندش با تمامیت نا اختیاری فریاد میزنم حق ماست این بغض های پی درپی...
سـلامتيِ اونايي که
اين روزاشون به تظاهـر مي گذره
تظاهر به بي تفاوتـي
تظاهر به بي خيالـي
به شـادي
به اين که ديگه چيزي مهم نيست
ولي فقط خودشون مي دونن چقدر سخـت مي گذره !!!
گور پدر انتزار
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبل
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلگـور پدر غم . .. خوشی فقط
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 4 دقيقه قبلگور پدر دنبالر
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 50 دقيقه قبل...........................
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبل