ال ناز
کاش می دانستی/ هزار ماهی ِ بی گناه / در تفکرم/نفس می خواهند ....و هیچ کس آب و هوایشان را نمی شناسد / تا عوضش کند ...
ال ناز
خسته ام از قضاوت های هرز ....
ال ناز
و سهم من از این شب هم/تنها بیداری اش بود و گشتن به دنبال صدایی که نبود ...
ال ناز
تورو انقدر بوسیدم/که عکست داره می پوسه ...
ال ناز
نفسی اگه با من هست /هوای توئه تو سینم ...
ال ناز
هنوز هیچی مثل/ چشمات /من و از من نمی گیره ....
ال ناز
مرگ آمد/ آن گوشه اتاق نشست/از جا بلند شد/ رفت....
ال ناز
نزدیک رویای منی هر شب/ با اینکه از دنیای تو دورم ...
ال ناز
اون کسی که پیش چشم یک جهان /به رسالت تو تن میده منم ....