ال ناز
این بار / سیگار را بکش / از طرفی که می سوزد / تا بـدانی چه میـکشم
ال ناز
درد می کند هنوز جای/ دوست داشتنت ...
ال ناز
درد می کند / جای خالی تمام تفاوت هایت ...
ال ناز
فراموش کردنت / برایم مثل آب خوردن بود / از همان آب هایی که / می پرد توی گلو و سالها سرفه می کنیم...
ال ناز
دارند مرا از زمین می کشند بیرون/ ز آغوش ِ تو چیزی بگو / بگو جای تو، من مُرده ام ../ دستم را بگیر/ قرارگذاشته بودم حالا که خانه دارد می ریزد ../در آغوش ِ تو فرو بریزم...
ال ناز
شاید هنوز قلبی در زیر خاک می تپد....
ال ناز
به این می اندیشم /که چرا من تنها نشسته ام و آغوش تو هم تنهاست...


14 سال و 1 ماه و 5 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبل