ال ناز
با سادگیم همیشه بازی کردی...
ال ناز
این روزها /قاب خالی ات را در دست گرفته ام و در کوچه و خیابان از عابران می پرسم او را ندیده اید/ او که روزی تصویرش در این قاب بود ...
ال ناز
اين روزا اينجا همه چی سياهه.../ اين روزا همه گريه ميکنن.. ميگن مرده/ ميگن وقتی نبودم، خاکش کردن/ اونوقت يه قبر رو نشون ميدن و انتظار دارن که/ باور کنم برای همیشه اونجا خوابيده...
ال ناز
سوگند به دستان سردم/ وقتی تو نیستی هیچ چیز / نمی تواند دسـتان مرا گرم کند حتا/ جیبهای پالتوی روز تولدم....
ال ناز
کاش می شد/ برای رسیدنت جاده ها را کاسه کاسه نذر آمدنت کنم...
ال ناز
حرف که میزنی /من از هراس طوفان /زل میزنم به میز/ به زیر سیگاری ات/به خودکار /تا باد مرا نبرد به آسمان/لبخند که میزنی /من ـ عین هالو ها ـ زل میزنم به دستهات/به ساعت مچی طلاییت/به استین پیراهنت/تا فرو نروم در زمین/دیشب مادرم گفت تو از دیروز فرورفته ای/ در کلمه ای انگار / در شین/در قاف/در نقطه ها...
ال ناز
بیزارم/ از این خوابها که هر شب مرا به به آغوش تو می آورند و صبح.../ با اشک از تو جدایم می کنند...
ال ناز
بيكران مطلق/ مي خواهم ات...
ال ناز
من / باکره ای که درونش،خانه زنی ست با بچه هایی قد و نیم قد و مردی که از جان عزیزتر میداردش...
بازی با سادگی همیشه شیرین ِ
14 سال و 1 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 21 دقيقه قبلبدون نقاب بیا برقصیم
با تمام واژه های دست و پا گیر
ای جان
14 سال و 1 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 15 دقيقه قبل