ال ناز
آسمان / باراني ات را بپوش امشب ابري ام...
ال ناز
خورشید به بهانه تو میتابد...
ال ناز
پر از پرپر شده بالِ کبوترهای پروازم...
ال ناز
ناشی بودم/ نمیدانستم روزی محتـــاج یک لحظه نگاهت میشوم...
ال ناز
میل گم شدن در من پیدا شده ست/فكر رها شدن مرا رها نمیكند...
ال ناز
خستهام از حسِ خستگی /از اینكه اینجا نشستهام و میگویم از اینجا و حالی كه /مرا خسته میكند...
ال ناز
چند پاکت سیگار کافی ست/ برای فراموش کردن روزهایی که دود شدند؟
ال ناز
گاهـی باید از خانه گریخت به کوچه خیابان پارک... و در خود فرو رفت...
ال ناز
من به دنیا آمدم /دنیا به من نیامد...
ال ناز
نزديک تر بيا / اين چهره را پيشتر / ديدهاي / چاه عميق / در لحظه سياهي مطلق / به انعکاس صدا مي رسد ...
ال ناز
این دستمال را بگیر
چروکهای پیشانیات را پاک کن
یک روز با هم
گوری برای مرگ میکَنیم
بعد
همه چیز را
سر جای خودش میگذاریم
همه چیز را ...