اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
آه........... کاش می دانستی ... های من چه قدر حرف دارند!!!
اميررضا
من نميدونم استاد حسين عليزاده چه جوري آلبوم نينوا رو ساخته .... هروقت كه گوش ميدم گريه ام در مياد ، واقعا احساس سر تا سر اين آلبوم داره موج ميزنه . داره فرياد ميزنه ، داره تموم غم دنيارو فرياد ميزنه . واي چه تنظيم فوق العاده اي ... واي اصلا نميتونم اين آلبوم رو وصف كنم... واييييييييي .... استاد حسين عليزاده ، بي نطيري...حسين عليزاده با اين آلبوم رسالت هنري خودشو به پايان رسوند.
اميررضا
هر دمي چون ني، از دل نالان، شكوه ها دارم ..... روي دل هر شب، تا سحرگاهان، با خدا دارم ..... هر نفس آهي است، كز دل خونين..... لحظه هاي عمر بيسامان، ميرود سنگين .... اشك خونآلود من دامان، ميكند رنگين.... به سكوت سرد زمان، به خزان زرد زمان ..... نه زمان را درد كسي، نه كسي را درد زمان ..... بهار مردميها دي شد زمان مهرباني طي شد.... آه از اين دمسرديها خدايا ..... نه اميدي در دل من، كه گشايد مشكل من ..... نه فروغ روي مهي، كه فروزد محفل من .... نه همزبان دردآگاهي.... كه ناله اي خورد با آهي... داد از اين بيدرديها خدايا .... نه صفايي ز دمسازي به جام مي .... كه گرد غم ز دل شويد .... كه بگويم راز پنهان... كه چه دردي دارم بر جان.... واي از اين بيهمرازي خدايا ....
اميررضا
توسط موبایل
يادش بخير بادبادكا، بازي نورو سايه ها... پچ پچ ما تو دل شب شعر قشنگ كوچه ها
اميررضا
مردها هم بغض میكنند... بعد لبخند تقلبی میزنند .... و در جیبهایشان به دنبال فندك میگردند...
اميررضا
تنهاييامو بعد از اين با قلب كي قسمت كنم؟؟؟؟ .... واسه فراموش كردنت بايد به چي عادت كنم ؟؟؟؟؟
اميررضا
توسط موبایل
نميخوام در به در پيچو خم اين جاده شم، وايسا دنيا، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم.
اميررضا
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو....... که این یخ کرده را از بی کسی ...هــــا...... میکنم هر شب...
اميررضا
آدمــها کنــارت هستند؛ تا کـــی؟! تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.... از پیشــت میروند یک روز... کدام روز؟! وقتی کســی جایت آمد.... دوستــت دارند؛ تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند.... میگویــند عاشــقت هســتند؛ برای همیشه! نه...!!! فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود.... و این است بازی باهــم بودن...
اميررضا
میخواستم خاطراتمان را بنویسم... اما دل انگشتانم بحالم سوخت!!!
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 24 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 19 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 17 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبل