faafaa
یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت . بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت . پرسش این بود : شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید . از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می گذرید . سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند ، یک پیرزن که در حال مرگ است . یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است . یک خانم یا آقا که در رویا هایتان خیال ازدواج با او را دارید . شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید . کدام را انتخاب خواهید کرد ؟ دلیل خود را شرح دهید . پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید! .......................دیدگاه
faafaa
ما شا الله به سرعتت دنبالر...................................اسفند دود کنم واست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
faafaa
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است............دیدگاه
faafaa
مرد زندانی می خندید........... شاید به زندانی بودن خویش شاید هم به آزاد بودن ما!................. راستی زندان کدام سوی میله هاست؟؟؟!!! ..
faafaa
سلام دوستان...................کسی دنبالر هست؟؟؟؟؟
faafaa
در آسمان دلم............ دنبال ستاره ای بودم........ تا شبيه تو باشد.......... خودت بگو: دب اکبری يا دب اصغر!!!؟..........
faafaa
روي میخ زندگی نشسته ايم............ و هنوز مي انديشيم.............. كه علم بهتر است يا ثروت ........... صداقت بهتر است يا بكارت.......... و هنوز نمي دانيم ... ......فرق درد و لذت را فرق عشق و شهوت را.......... فرق پرستش و بع بع كردن را........... و همه تلاشها بيهوده است.......... ما را تا از فرقمان بيرون نكشند............ هيچ فرقي را نخواهيم فهمید............
faafaa
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس... دیگری ............... فقط میدانی که هر چه هوا سردتر ميشود ,........... دلت آغوش ِگرمتری می خواهد...!..............
faafaa
چشمهایت را ببند.......... و دســـتهایش را بگیر.......... شاید از لای کتاب............. بیرون آمد........ شایــــد......... باز خندیــــد در آغوش تو.............
faafaa
اگر بروی......... تمام چيزهـــــاي ِ عادي....... يادگاري مي شــــوند.......... حساس مي شـــوند....... ترك برمي دارنــد....... بر مبل نمي شــــود نشست...... كه تو آنجا نشسته بودي........... هوا را نمي شود نفس كشـــيد............ كه عطر تو آنجا بوده است........... وقتي نيستي.......... همه چيــــز............ تو را يادآوري مــــي كند.............. تو را و نبودنت را............
faafaa
آنقدر میشناسمت که با ضرب قدم هایت میـــــدانم ، امروز چه احوالـــــی داری...
faafaa
فرزندت است؟........... در آغوشش بگیر........ معشوقهی توســــت؟..... ... لبهایش را سخت ببوس..... دوست هستیـــد؟ ... خوب به همدیگر نگاه کنید........ در سرزمین ِ من...... هر لحظه...... شاید لــــــحظهی ِ آخر باشد.........
خیلی خوشم آمد ... مرسی عزیزم ..
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبلقشنگ بود..............
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبلghabel nadasht
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبل.