دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
زن - مجرد
امتیاز: 3285.05

دنبال‌شدگان

(554 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(420 کاربر)

گروه‌ها

(88 گروه)

بازدید

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
301613424210414859241541178917514825122831.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

پتويم رفته كنار،سردم شده.منتظرم،ميخواهم ببينم امشب هم مي آيد؟2ساعت بعد نيمه شب يكي يكي پتوهايمان را رويمان بكشد يا با يك بغل پتو بيايد يكي يكي نگاه كند.پتوهايي كه پاره شده عوض كند جايش نو بيندازد.....بعد هم آخر از همه خودش يكي پتو كه هميشه هم پاره است بردارد؛برود جلو در سنگر بخوابد ........ ( خاطره ای از )

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
شهید همت.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

یک خمپاره صاف خورد کنار سنگر . حاجی فقط گفت « بر محمد و آل محمد صلوات » ............ نگاهش کردم . انگار هیچ چیز نمی توانست تکانش بدهد ......... ( خاطره ای از )

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
100840714678.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

اینجا است، جایی برای تمرین مرگ، خیابانهایی برای رها کردن طفلانی شیرخوار که از پستان های خالی مادرانشان، چیزی جز بی تابی و عطش، نصیب جگر سوخته و لب خشکیده شان نمی شود !!

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
8.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

اینجا است، جایی نزدیکی های جهنم، کشوری در دل دره های دور از دسترس فلاکت، مکانی که در آن یأس و نومیدی همبازی همیشگی کودکانش و شرم و خجلت رفیق روز وشب پدرانی است که روزگار، لقمه ای نان و جرعه آب را از آنان دریغ کرده تا همچنان نگاهی سرد و آهی جانسوز، سوغاتی همه روزه باشد، برای کودکانی که حتی نای خواستن هم ندارند !!

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
tsubasa_ozora_vs_kojiro_hiyuga_norm.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

@محدّثه .... سوباسا رو عشق است ....

aynor
shahid01.JPG aynor
در راه

آری همینان بود آمدند تا هرچند کوتاه برای مدتی شادی و لذت حقیقی را به رخ ما بکشند و بروند. آمدند و آن‌قدر که دنیاداران زندگی را جدی گرفته بوند، اینان مرگ را به سخره گرفتند...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
184461_155.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

فتبارک احسن الخالقین

تيغ!
تيغ!

پروردگارا...به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی
در میکده

زان باده كه در ميكده عشق فروشند ...ما را دو سه پيمانه بده گو رمضان باش! ـ حافظ ـ ( زان شراب روحانی!! )

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor
در راه

شب عملیات بود .حاج اسماعیل حق گو به علی مسگری گفت:ببین تیربارچی چه ذکری میگه که اینطور استوار جلوی تیرو ترکش ایستاده و اصلا ترسی به دلش راه نمیده . نزدیک تیر باچی شد و دید داره با خودش زمزمه میکنه :دِرِن ، دِرِن ، دِرِن ،...(آهنگ پلنگ صورتی!) معلوم بود این آدم قبلا ذکرشو گفته که در مقابل دشمن این گونه ،شادمانه مرگ رو به بازی گرفته حاج حسین یکتا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
.ܓܨمع الحبیب ...
1312286949123611.png .ܓܨمع الحبیب ...

از دلیل گرفتنش پرسیدم ... می گفت: دلیلش را خودش خلاصه کرده است توی همان تک حرفی که آغوش گشوده است برای دلِ من .... همان تک حرف "ی"! گفته بود : اَلصُّومُ لی ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
184463_724.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

فتبارک احسن الخالقین

محدّثه
2334435546679.jpg محدّثه
در خاطرات

یادش بخیر آن شرلی دختری با موهای قرمز هم کارتون قشنگی بود... دیالوگ تیتراژ اولش یادتونه: آنه! تکرار غريبانه ی روزهايت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهايت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود بامن بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکيت, از تنهايی معصومانه ی دستهایت آيا می دانی که در هجوم دردها و غم هايت و در گيرودار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالی درياچه ی نقره ای نهفته بود؟ آنه! اکنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه ی طلايی خورشيد دوستی بسپاری و در آبی بيکران مهربانی ها به پرواز در آيی و اينک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار تو...

این ارسال را بازنشر کرده است.