farnaz.kh
تا حالا کسی رو دوســـت داشتی؟ اذیتش نکن ... تا می تونی خوب نگاش کن ... ... ....
farnaz.kh
همیشه دوستت خواهم داشت مادر کودکش را شیر می دهد و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن می آموزد وقتی کمی بزرگتر شد ... کیف مادر را خالی می کند تا بسته سیگاری بخرد بر استخوان های لاغر و کم خون مادر راه می رود تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود وقتی برای خودش مردی شد پا روی پا می اندازد و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید : عقل زن کامل نیست ...
farnaz.kh
بهــای سنگیـــنــی دادم. . . تــا فهمـــیـدم کـســی را کـه “قـصـد” مــانـدن نـدارد. . . بــایـد راهــی ڪــرد . . .!!!
farnaz.kh
. ای کاش نگاهت ، زیر نویس داشت !
farnaz.kh
از درد هاي کوچک است که آدم مي نالد وقتي ضربه سهمگين باشد ، لال مي شوي....
farnaz.kh
برای حفظ دوران پادشاهی ام,لباسهای دوران چوپانی ام را نگه داشته ام .