پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود...بهتر ز داغ مهر "نماز" از سر ریا...نام خدا نبردن از ان به که زیر لب ...بهر فریب خلق بگویی"خدا.خدا"...(تقدیم به کسی که خودش خوب میدونه کیه)
پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ... شعر کوچه را از بر نداشتند ... پس چگونه بود تا همیشه در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ... که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریم حتی به بهای گذشتن از "هم"...

13 سال و 1 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 28 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 19 دقيقه قبل