farnaz.kh
چیزی لذت بخش تر از زدنِ بچه مهمون، دور از چشم ننه باباش نیست...مگه نه؟
farnaz.kh
ساعت ها زیر دوش به کاشی های حموم خیره میشی . . . ! غذاتو سرد می خوری . . . صبونه رو شام ، ناهارو نصف شب ! لباسات دیگه به تنت نمیاد . . . همه رو قیچی می زنی ! ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت اونو حفظ نمیشی . . . ! این قدر علامت سوالای تو فکرتو میشمری . . . تا آخرش رو بالش خیست خوابت ببره ! تنهایی از تو آدمی می سازه . . . که دیگه شبیه آدم نیست ! می دونی چیه ؟! عجیب دلتنگم . . . واسه وقتایی که عجیب دلتنگم می شدی . .
farnaz.kh
جــآے خالیَتـــــــ آنقــــَدر بُــــزُرگـــــــ شُـــده که حَـتـــــے مــــے شَــــــوَد دَر آنـــ ــــ زِندِگـــے کَرد…
farnaz.kh
به حساب خیالبافی ام نگذار ! اما ستاره ای دارم در تیره ترین شبها ! فقط خواستم بدانی که می شود دل خوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما . . .
farnaz.kh
قرارمان همان جای همیشگی … فقط این بار تو هم بیا … {خواهشا}
farnaz.kh
هوای هم را نداشته باشیم خفه خواهیم شد …
farnaz.kh
مرا تا بزن ، به قرینه هم تا بزن ! میخواهم تنها درگیر نیمه خودم باشم … .
farnaz.kh
کاش یاد بگیریم اگه به یکی دست دادیم … به بقیه پا ندیم … .
farnaz.kh
مردها بغض میکنند بعد لبخند تقلبی میزنند و در جیبهایشان به دنبال فندک میگردند …

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 49 دقيقه قبل