farnaz.kh
میگفت میخواهم افطارم را با لبانت باز کنم...و من چه احمقانه منتظر میماندم تا افطارش را باز کند...غافل از اینکه او صبح تا شب روزه خواری میکند...
farnaz.kh
برایم تعریف کن....هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد؟؟؟
farnaz.kh
در سرزمینی که نام قبرستان هایش "بهشت" است....معلوم است که مردمانش در "جهنم" زندگی میکنند....
farnaz.kh
چگونه یادت نباشم؟؟!!وقتی که فندک یادگاریت "سیگاریم" کرد...
farnaz.kh
یکی نیست از روزگار بپرسه این ضربه هایی که از زندگی میخوریم چند امتیازیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟