farnaz.kh
یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل مینویسه گرفتارته...یه "احمق" تو سرمای این زمهریر "پی آغوش تب دارته"....یه شاعر که آرامشش با تو بود،نشسته جدایی رو از بر کنه...میگن خیلی وقته بریدی ازش نمیخواد...نمیتونه باور کنه..."کدوم گوری هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...به دادم برس...تو آغوش کی بال و پر میزنی؟؟؟؟؟؟؟..."به چشمای کی زل زدی {بی شرف}...بزن زندگیمو تبر میزنی....
farnaz.kh
برای قرصهایم لالایی می خوانم تا به خواب روند و فراموش نکنند که خواب آورند نه یاد آور …
.
farnaz.kh
حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد … .
farnaz.kh
من مانده ام برای تو … تو رفته ای برای دیگری !!!
farnaz.kh
تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو ، تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری!!!!!!!!!!!
farnaz.kh
انقدر که پیش این و آن از خوبی هایش تعریف کرده بودم...وقتی سراغش را میگیرند..."شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت"...
farnaz.kh
یه روز میای سراغم که خیلی وقته رفتم...هزار هزار بهونه ازون نگات گرفتم..."اینروزا رو یادت باشه یه وقت نگی نگفتی!!!!!!!!! اون دور نیست که به یاد من بازم نیافتی...



13 سال و 7 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبل
13 سال و 7 روز و 13 ساعت و 53 دقيقه قبل