farnaz.kh
از یکی پرسیدند “بالاخره تونستی فراموشش کنی ؟” جواب داد “آره … تو این سه ماه و نوزده روزی که رفته یه بارم بهش فکر نکردم” .
farnaz.kh
با تو بودن را تصویر کردم … بی تو بودن را ، تجربه !
این بود سهم من از رویا تا واقعیت …
.
farnaz.kh
دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـیده ام، و تو . . . ته هیـچـکدام نـبـودی . . .
farnaz.kh
نگران نباش
نمی شود دوستت نداشت
لجم هم که بگیرد از دستت
دفترچه ی خاطراتم
پر از فحش های عاشقانه میشود!!!...
farnaz.kh
وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت … فهمیدم که گاهی “هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”
farnaz.kh
لاف می زدم که فراموشت خواهم کرد ! کجایی که ببینی این روزها توبه ی من از گرگ ها هم مرگ تر است … .
farnaz.kh
هر وقت کم می آورم می گویم اصلا مهم نیست اما تو که می دانی نبودنت چقدر مهم است….!ا