@فرزام خوابــــــم را درست تنظیـــــم کرده ام روی بــــــی تفاوتـــــی های تــــــــــو تــــــو روزنــــــامه ات را میخوانی / من در خوابــــــم با دیگری تانــــــگو می رقصــــــم… از خواب کــــــه بیدار شــــــوم بــــــی حسابیم یک – یک بــــــه نفع روزمرگــــــی…. .
مثل روزنامه ها ، اول همه را سر کار می گذارند بعد آگهی استخدام می زنند بچه های وظیفه ، یا شاعر شده اند یا خواننده! خدا را شکر در خانۀ ما ، کسی بیکار نیست یکی فرم پر می کند ، یکی احکام می خواند یکی به سرعت پیر می شود و آن یکی مدام نق می زند: مرده شور ریختت را ببرد چرا از خرمشهر ، سالم برگشتی؟!