farnaz.kh
هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را زیر و رو میکنــم میدانــم بالاخره یک روز به مــن لعنتی نیاز پــیدا میکنـــی . . . .
farnaz.kh
. یه وقتایی باید رفت…! اونم با پای خودت…! باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی…! درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه…! ولی بدون… یه روزی… یه جایی… بد جوری یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده خیلی… .
farnaz.kh
. بــ ـی هـَــوا رَفـتــی ! بــی” نـفـس ” مـــانــدَم . . . ! . .
farnaz.kh
یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم و پنجشنبه ساعت ۱۲ تعطیل میشدیم ، شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت ۱۲ میرفتیم ؛ اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!!
farnaz.kh
تنها ترسم از اون دنیا اینه که مردم اینجا هم میان اونجا !
farnaz.kh
زخمی بود … درمانش که کردم ، زخمیم کرد و رفت !