دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farnaz.kh

farnaz.kh
زن - مجرد
امتیاز: 3631

دنبال‌شدگان

(765 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(406 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

farnaz.kh
farnaz.kh

نه مژده ای...نه مسیحا نفسی...و نه آمدنی....!!!این شد که به فال بی اعتقاد شدم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

بـا ایـن وضـی کـه بـعـضـی پـسـرا پـیـش مـیـرن فـک کـنـم مـوقـع عـروسـیـشـون عـروس بـا مـاشـیـن مـیـاد، ایـنـارو از آرایـشـگـاه ور مـیـداره مـیـرن تــالار ! .

farnaz.kh
7wupg1bjqyned54mqc - Copy.jpg farnaz.kh

چگونه یادت نباشم؟؟!!وقتی که فندک یادگاریت "سیگاریم" کرد...

farnaz.kh
farnaz.kh

یکی نیست از روزگار بپرسه این ضربه هایی که از زندگی میخوریم چند امتیازیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

farnaz.kh
farnaz.kh

حالم خوب است!اما دلم تنگ آن روزهایی است که میتوانستم از ته دل بخندم…

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
farnaz.kh

آن قدر بی حوصله ام که فرمایش همه متین است....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
farnaz.kh

@ahwad آسایش دوگیتی تفسیر این دو کار است...بعد از سیگار یه چایی...بعد از چایی یه سیگار....عجب قافیه ای شد.خخخخخخخخخخخ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
farnaz.kh
3.jpg farnaz.kh

اگه یه ذره دقت کنیم بوش و استشمام میکنیم..."بوی ماه مهر" و ...ماه مهری که در حق من یکی خیلی "بی مهری کرد...ماه مهربان؟؟؟؟؟...هه...ته نامهربانی بود...بذارین من بگم...بوی ماه مهر ...بوی کندن دلت با کلنگ از خانواده و رفتن به دانشی از نوع "گاه گاهش"....ای داد بی دادرس من...دباره پاییز اومد...

farnaz.kh
farnaz.kh

و عشق هیچ نیست جز "تکرار تلقین"...و عشق شایعه ای بیش نیست...نیست...و نیست ....و دباره نیست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
farnaz.kh
arosak0 - Copy.jpg farnaz.kh

@((...S&p...)) کاش میشد به زمانی برگردیم که تنها هم و غممان این بود که فقط از عروسکمان بگوییم...عروسکی قرمز پوش و خوابیده بر تخته خوابی آبی...تنها غصه مان این بود که او را قانع کنیم که چشمهایش را باز کند و به هنگام خواب آنها را ببندد...اما حالا چه؟؟؟؟؟؟؟؟دائم به دنبال فرصتیم که "بی هنگام " خود را به خواب بزنیم...

farnaz.kh
farnaz.kh

یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل مینویسه گرفتارته...یه "احمق" تو سرمای این زمهریر "پی آغوش تب دارته"....یه شاعر که آرامشش با تو بود،نشسته جدایی رو از بر کنه...میگن خیلی وقته بریدی ازش نمیخواد...نمیتونه باور کنه..."کدوم گوری هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...به دادم برس...تو آغوش کی بال و پر میزنی؟؟؟؟؟؟؟..."به چشمای کی زل زدی {بی شرف}...بزن زندگیمو تبر میزنی....

farnaz.kh
farnaz.kh

برای قرصهایم لالایی می خوانم تا به خواب روند و فراموش نکنند که خواب آورند نه یاد آور … .

farnaz.kh
farnaz.kh

حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد … .

farnaz.kh
farnaz.kh

من مانده ام برای تو … تو رفته ای برای دیگری !!!

farnaz.kh
farnaz.kh

دوای این بی خوابی ها تویی که الان خوابی …

این ارسال را بازنشر کرده است.