غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد وچقدر ناسپاسی ات کردم وندیده بودم کودکی که موهایش را شیمی درمانی برده است ولی ایمانش به تو ازمن بیشتراست ومیخندد ومیخند وراضیست به رضای تو ومن ...
دوچرخه دیده بودم ... سه چرخه هم دیدم ... چهار چرخه هم دیدم ... اما هیچ وقت نمیدانستم که یک چرخه هم وجود دارد!!! به چشمای معصومش دقت کردی؟ می ترسه همون یه چرخه رو هم ازش بگیرن. گاهی وقت ها باید دردت بیاید تا بفهمی درد چیست ...