farnaz.kh
میکشم.. می کشی.. می کشد.. هر سه میکشیم! اما او .. ناز تورا.. تو .. دست از من.. و من… ای وای، باز فندکم را کجا گذاشته ام؟..،
farnaz.kh
دهان باز کنی...قلاب ها به صلابه ات میکشند...هی ماهی جان...دریا را فراموش کن..."روزی حسرت همین رود خانه به دلت میماند"
farnaz.kh
"مادر" مرا ببخش درد بدنم بهانه بود...کسی رهایم کرده بود...که صدای بلند گریه ام،اشکهایت را درآورد...
farnaz.kh
در میان بهشت نشسته ام و سیب را میان انگشتانم میچرخانم به تو فکر می کنم به این لحظه های پر از تردید به "آری" به "نه" بی تو بهشت را دارم با تو عشق را و این دوراهی عجیب مرا گیج میکند سیب را روی خاک میگذارم دوستم داشتی گازش بزن............
farnaz.kh
ﺣــﻮﺻــﻠﻪ ﺍﻡ ﺑـــﺮﻓــﯽ ﺳـﺖ ! ﺑــﺎ ﯾـﮏ ﻋــﺎﻟــﻤﻪ ﻗﻨـــﺪﯾـــﻞ ﺩﻟﺘـــﻨﮕﯽ ، ﺍﺯ ﮔــﻮﺷـﻪ ﯼ ﺩﻟــــﻢ ﺁﻭﯾـــــﺰﺍﻥ ! ﺁﻫــــﺎﯼ ! ﮐـــﺎﻓــﯽ ﺳــﺖ ﮐﻤــﯽ “ﻫــﺎ” ﮐﻨــﯿﺪ ، ﺗـــﺎ ﮐــﻪ “ﺁﺏ” ﺷــــﻮﻡ !
من که منم برای تو
13 سال و 17 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبللبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

13 سال و 17 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبل

13 سال و 17 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبل