farnaz.kh
بچه ها به امید یکبار بردن ،روز ها و شب ها گل یا پوچ بازی میکردند...پدر با خنده ای تلخ دستش را رو میکرد...و باز هم خالی بود...مثل "جیب هایش"
farnaz.kh
واین شد نتیجه این همه جنگ در دنیا...!!!!!
farnaz.kh
یادش بخیر!!!وقتی معلم میخاست درس بپرسه یکی که داوطلب میشد یه نفس راحت میکشیدیم...دلم برای یه نفس راحت کشیدن تنگ شده...
farnaz.kh
بـی تو تنهـاییـم را پک می زنم تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !! .
farnaz.kh
یه وقتا اینقد آدم زندگیش غمناک میشه که دوس داره یکی یوهو بگه کاااااات … عالی بود عالی …خسته نباشین بچه ها …واسه امروز بسه !
farnaz.kh
دندانم شکست برای سنگریزه ای که در غذایم بود … دردم گرفت نه برای دندانم ، برای کم شدن سوی چشم مادرم ! .
farnaz.kh
دیالوگ رئیس – مسعود کیمیاییرئیس (داریوش ارجمند):باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق میخورد، حالا ” ضای ” والضالین نمازشو قد اتوبانِ قم میکشه!
farnaz.kh
(باغهای کندلوس – ایرج کریمی) آذر (خزر معصومی): زنا زود پیر میشن، میدونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب میشه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن میذاره ازشون پرستاری یه مادرو میخواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچههای به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.
farnaz.kh
مگه من نقش اول این بازیی نبودم؟؟؟؟؟؟؟؟....پس چرا همون اول مردم؟
farnaz.kh
گرمای این روزا کجا و ...دستهای تو کجا...