farnaz.kh
تو اگر گوشه محراب نشستی ،صنمی گفت چرا؟؟؟؟؟؟من اگر گوشه میخانه نشستم،،،،،،،،،"به تو چه"...
farnaz.kh
دست هایم مال تو....لحظه ای بودنت را به من قرض میدهی؟؟؟؟؟؟؟
farnaz.kh
بیاندیش … نخند به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب. نخند! به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری. نخند! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند. نخند! به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند! …به دستان پدرت، به جاروکردن مادرت، به راننده ی چاق اتوبوس ، به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد، به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند، به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند، به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی، به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان، ب به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده، به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلاممی گوید، به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد، به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی، به هول شدن همکلاسی ات پای تخته، به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی، ….نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!! که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگی دارن
farnaz.kh
دیشب مهمون داشتیم ، یه بچه ی ۴-۳ ساله هم داشتن! بچه که چه عرض کنم ، زلزله هفت ریشتری ! از کله ی سحر دارم پس لرزه هاشو جمع میکنم ، هنوز تموم نشده! والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت “نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه”! ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته ! اصلا نسلِ بامرامی بودیم ….جزغاله شدیم …حیف
farnaz.kh
واقعا چرا راننده تاکسیا فکر می کنن اگه ما خورد داشتیم، نمیدادیم؟!چرا واقعا؟
farnaz.kh
ز مزایای اینترنت در ایران اینه که میتونید در زمان لود شدن برید توالت و حتی حموم ! شایدم یکی از فامیلامون تو این فاصله بچه دارشد.