farnaz.kh
آدمها می آیند... خودشان را نشان میدهند... اصرار میکنند! برای اثبات بودنشان و ماندنشان... اصرار میکنند که تو نیز باشی همراهشان... همان آدمها، وقتی که پذیرفتی بودنشان را، وقتی که باورشان کردی، به سادگی... میروند... و تو میمانی با باوری که.....
farnaz.kh
چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری ؟ ( انفطار ۶ )
farnaz.kh
خداوندا مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی حدیث درد فراق تو با تو بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من باتو نشسته روی به محراب و دل به بازارم . . . ؟ .
farnaz.kh
تمام غصه های دنیا رو میشه با یک جمله تحمل کرد : خدایا میدانم که میبینی . . . .
farnaz.kh
عاشق آن لحظه هایی هستم که کنارت هستم...و کودک درونم از اشتیاق با تو بودن،میخواهد زمین و زمان را بهم بریزد...
مگه درد داری به من میگی مرض دارم؟
13 سال و 28 روز و 5 ساعت قبلشوخی کردم بابا
بیا بزن 


13 سال و 28 روز و 4 ساعت و 57 دقيقه قبل

13 سال و 28 روز و 4 ساعت و 51 دقيقه قبل




13 سال و 28 روز و 4 ساعت و 48 دقيقه قبلباسه
13 سال و 28 روز و 4 ساعت و 47 دقيقه قبل