farnaz.kh
ببچاره من!! به قلاب صید ماهیگیری افتادم که فقط برای “تفریح” ماهی میگرفت..!
farnaz.kh
زندگی ام بسته به تار مویت آنقدر زندگی ام را پشت گوش نیانداز … .
farnaz.kh
معجزه تویی اما رخ نمی دهی !
farnaz.kh
این فیلم خرم سلطانم شده حکایت برنامه کودک بچگیای ما...من که بعد اون همه دنبال کردن و بعد گذشت این همه سال هنوز نفهمیدم داستانش به کجا کشید...چرا واقعا مارو تو این شرایطا قرار میدن؟
farnaz.kh
هر دو "راهی" بودیم...من می آمدم ...تو میرفتی...و تمام این راه" توقف ممنوع" بود...
farnaz.kh
دیگه "میم" مالکیت رو بر میدارم...شب بخیر "عشقش"...
farnaz.kh
آینه را شکست...تا تکه تکه های آن نگاه ملتمسانه اش را هزاران بار تکرار کند...
farnaz.kh
همین که آمدی...خانه بوی سیب گرفت...تو همانی که میشناختم!!! اما من دیگر باید "آدم" شوم....