farnaz.kh
نه! چشمانم شور نبود اگر که آخر کارمان ندامت شد دست هایم نمک نداشت . . .
farnaz.kh
کاشکی یکی بود که فقط با یکی بود …
farnaz.kh
برای کسی مُردم که برایم ؛ نه… تب کرد نه… سرفه نه… حتی عطسه!
farnaz.kh
درد دارد وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم ، دیگران یاد عشقشان میفتند و تو هنوز بی خیالی !
farnaz.kh
من “ ندار” بودم عروسک قصه ام پرید …! ” دارا ” که باشی “ سارا ” با پای خودش می آید …
farnaz.kh
دلـتـنـگـــم !!! نـه بــرای هـرکـس … بــرای کسی کـه هیـچ کسـم نبــود و هـمـه کسـم شــد …! .
farnaz.kh
خدایـــــــــــــا!!!بیاکمی درباره ی تنهایی مان حرف بزنیم! مرا”او”…توراچه کسی تنهاگذاشت؟؟؟ .
farnaz.kh
به نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان
farnaz.kh
حالم از کلمه "عزیزم" و "عشقم" بهم میخوره....من و همون "ببین" صدا کن...بی ریایی،شرف داره به ریا کاری...
farnaz.kh
ساده کنار میکشم....هرچند پای من هیچ گاه وسط نبود...
farnaz.kh
قرارمان فصل انگور...شراب که شدم بیا....تو جام بیار من جان...جام را پر کن از جان من...هراسی نیست...تو فقط خوش باش همین برای من کا[!]ت...
farnaz.kh
قدیما یکی زخم میزد...یکی دیگه نمک میپاشید...الان هر دوتاش کار یه نفره!!!!!!!!!!!
farnaz.kh
دنیایت را با دنیایم عوض میکنی؟؟؟....فقط چند ساعت؟؟؟؟؟ میخواهم بدانم آنکه تمام دنیای من است..."چه سهمی در دنیایش دارم"