محمد
تنها كسي كه رو زمين ميتونه از خانم ها بخواد كه ديگه حرف نزنن و در جواب يه لبخند تحويل بگيره كسي نيست جز. . . . . . . . . . . عكاس
محمد
نمیدونم چرا تو فیلمای ایرانی لباسایی که شستن همش مانتو و روسری و این چیزاس !! مگه ملت شورت نمیپوشن ؟؟؟
محمد
ســــــــــــــلام عــــــــــــــــــــــــزیــــــــــــــــــــــزان
محمد
سوار تاکسی شدم , یه دختره خوشگل جلو نشسته , خیلی هم با حیا و سنگین , خواست پیاده شه دست کرد تو کیفش گفتم " مهمون ما باش خانوم خوشگله " دیدم یه برگه در آورد داد به راننده گفت بابا پس این قبض و بگیر وقت برگشتن برو عکسای منم بگیر ....,خواستم جمع کنم , گفتم دخترتون هستن , ماشالله چشماشون و حالت صورتشون خیلی به شما رفته , گفت " دختر ناتنی منه , زبون نریز بچه سوسول , الان مهمون " کردن " و یادت میدم "
محمد
پشت چراغ قرمز يه گدايي اومده كنار ماشين ... ا ميگم برو اونور پول ندارم.. ! ميگه ..... : نميگفتي هم از قيافت معلوم بود!
محمد
نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند كروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد
محمد
زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!! صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی.... ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند. چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!! باید مدارکش رو حاضر میکرد. در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید، تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد. روی اون با ...خطی کلفت و شتاب زده نوشت...ه شده بود: عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو! زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد. وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره!
محمد
رای طولانی زیستن، لازم نیست به روزهای زندگی ات اضافه کنی، تلاشت این باشد که "زندگی" را به روزهایت اضافه کنی
محمد
مراقب باشین ! بعضی ها در حالیکه هندوانه زیر بغلت می ذارن، پوست موز هم زیر پات می اندازن . . . .
محمد
رنجشی نيست ... بعضی از آدمها همینند خوبند ولی فراموشكار ! میآيند ، میمانند ، میروند .. مثل مسافران كاروان سرا مثل ازدحام بیانتهای يك خيابان كسی برای بودن نيامده و نمی آيد !
محمد
ز الاغ درس بگيريم * کشاورزي الاغ پيري داشت که يک روز اتفاقي به درون يک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعي کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد. براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نکشد. مردم با سطل روي سر الاغ هر بار خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند وزير پايش ميريخت و وقتي خاک زير پايش بالا مي آمد سعي مي کرد روي خاک ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد. **نکته:* *مشکلات، مانند تلي از خاک بر سر ما مي ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم:* *اول: اينکه اجازه بدهيم مشکلات ما را زنده به گور کنند.* *دوم: اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.*
محمد
اخلاق سگی یه چیز خوبی که داره اینه که دیگه هیچ گربهصفتی وارد زندگیت نمیشه !
محمد
زندگی باغی است که با عشق باقیست مشغول دل باش نه دل مشغول بیشتر غصه های ما از قصه های خیالی ماست پس بدان اگر فرهاد باشی همه چیز شیرین است واپسین روزهای سرد پاییزی خوش.