محمد
غضنفر میره دکتر به دکتر میگه : اقای دکتر از وقتی رفتم دستشوئی دیگه کمرم صاف نشد . دکتر بهش میگه : عزیزم شما دکمه شلوارو به یقه بلوزت بستی
محمد
اهل دانشگاهم / قبله ام استاد است جانمازم نمره / پیشه ام مشروطی است من کتابم را / وقتی می خوانم که بگوید استاد: امتحان نزدیک است دیشب اما خواندم / یک ورق از آن را همه ذرات کتابم متعجب شده اند ...!!!
محمد
بعضی حرفا رو نمیشه گفت باید خورد... ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت نه میشه خورد می مونه سر دل! ... ... ... میشه دل تنگ! میشه بغض! میشه سکوت! میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته!
محمد
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که در این وصف زبان دگری گویا نیست بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما غزل توست که در قولی از آن ما نیست تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست شب که آرام تر از پلک تو را می بندم در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست این که پیوست به هر رود که دریا باشد از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
محمد
میگم که چیزه ..................سلام خوبین
محمد
نصیحت غضنفر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش بدتره.
محمد
فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چیه؟ سگ گند به فرشت میزنه ، مرد به زندگیت
محمد
مردها مثل جای پارک (پارکینگ) هستن ! خوباشون که قبلا اشغال شده ، بقیشون که مونده یا کوچیک هست یا جلو در مردم !!!
محمد
کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه "حالت چطوره؟" و تو جواب میدی "خوبم!" ، کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: "میدونم خوب نیستی..
محمد
بهش گفتم ! حقیقت رو بگو تا روشن شم ! وقتی حقیقت رو گفت کلا خاموش شدم ...!
محمد
کاش دهخدا می دانستدلتنگی ... اشک .... فاصله .... بی وفایی....تعریفش فقط دو حرف است"تـــو" ...
محمد
شمردن بلد نیستم دوست داشتن بلدم و گاهی شده یکی را دو بار دوست داشته باشم دو نفر را یک جا! چه کار می شود کرد؟ دوست داشتن بلدم شمردن بلد نیستم!...
محمد
.♣.هرگز فراموش نکن... معاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است دوست هرکه باشد، نسخه دوم خودت است نمی توان جلوی پیری را گرفت، اما میتوان روح جوانی داشت هر جا که باشی دوستانت دنیای توهستند بالا رفتن سن حتمی است اما اینکه روح تو پیر شود بستگی به خودت دارد خنده کوتاهترین راه بین دوستان است عمر سالهای گذشته نیست سالهایی است که از آن زندگی کردی عشق زندگی را نمی چرخاند اما انگیزه ای است برای زندگی وقتی جایی داری که بروی یعنی خانه داری ووقتی کسی را دوست داری یعنی خانواده داری بزرگترین لذت زندگی داشتن دوست صمیمی است غیر از سخن گفتن راههایی بین دوستان وجود دارد اگر از چیزی لذت بردی دیگران را شریک ساز و چه زیباست که ببینیم کسی میخندد و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای