محمد
حرارت لازم نیست....گاهی از سردی نگاهت می توان آتش گرفت..!
محمد
پنهان کن در آغوشت مرا مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن آن سوی تاریکی .. بر پهنه ی زندگی آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و باران سرود آفتاب را تکرار می کند ... راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد پنهان کن مرا در آغوشی که نامش دوست داشتن است
محمد
با اینکه اولین حس مادرم، نسبت به وجود من تھوع بود اما عاشقانه دوستش دارم
محمد
زندگی به من آموخت ... آدمها نه دروغ می گویند نه زیر حرفشان می زنند ...!! اگرچیزی می گویند صرفا " احساسشان " درهمان لحظه ست ...!! نباید رویش حساب کرد .
محمد
آیا شخصیت بابانوئل براساس یک شخصیت تاریخی ایجاد شد ؟ سنت نیکلاس اسقفی بوده که که در قرن چهارم میلادی در آسیای صغیر زندگی می کرده است و از مقدسین مسیحیان است. این قدیس محافظ بچه ها و ملوانان محسوب می شود. او به خاطر دادن هدیه به بچه ها مشهور بوده است. روز جشن او، یعنی شش دسامبر، در هلند تعطیل رسمی شد. هلندی ها او را سنت نیکولاس Sint Nikolaas می نامیدند که تلفظش برای بقیه سخت بود و تبدیل به سنتا کلاوس Santa Claus شد. انگلیسی ها برای اولین بار جشن سنتا کلاوس را در کریسمس برگزار کردند. کریس کرینگل نام دیگر بابانوئل است که در آلمان و در حدود سال های 1600 گسترش پیدا کرد. پروتستان های آلمان 25 دسامبر که تولد مسیح کودک Christ child یا در زبان آلمانی Christkindl است را زمان هدیه دادن می دانستند. نامی که آلمانی ها برای بابانوئل خود به کار می بردند به کریس کرینگل Kriss Kringle تغییر پیدا کرد. در هلند و آلمان، بابانوئل اغلب در آسمان و در حال راندن اسبی تصویر می شود که دارد هدایا را به بچه ها می رساند. او اغلب لباس بلند کشیشی پوشیده و "پیتر سیاه" همراهیش می کند.
محمد
رتراند راسل و خدا ! برتراند راسل در اواخر عمرش در ۸۷ سالگی، مصاحبه ای با روزنامه گاردین داشت. خبرنگار از او پرسید: جناب پروفسور، شما ۸۷ سال است که می گویید خدا و زندگی پس از مرگ وجود ندارد و به زودی هم از دنیا می روید؛ حال اگر از دنیا رفتید و دیدید که هم خدا هست و هم زندگی پس از مرگ، چه می کنید؟ برتراند راسل در جواب گفت: خانم خبرنگار، این خدایی که شما می گویید وجود دارد، و من می گویم وجود ندارد، بالاخره عادل است یا خیر؟ خانم خبرنگار: البته که عادل است. برتراندراسل: اگر عادل باشد هیچ مشکلی نیست. خانم خبرنگار: چرا؟! برتراند راسل گفت: چون اگر عادل باشد به او می گویم: خدایا! یا باید دلایل فیلسوفانی را که وجود تو را اثبات می کردند، قانع کننده تر می ساختی، یا ذهن مرا ساده لوح تر و زودباورتر از این، من که نباید تاوان ضعف دلایل آن ها را بپردازم! اینکه ذهن من دیرباور است هم که دست من نیست، چون خودت ذهن مرا درست کرده ای، و گرنه اگر من آدم ساده لوح و زودباور مانند مردم کوچه و بازار بودم این دلایل ــ ولو قانع کننده نیستند ــ برای من هم قانع کننده می شدند
محمد
خيابانهاي تهران آیا تا به حال توجه کردید : . . . . . . . !شانزده آذر به انقلاب ختم میشود! انقلاب به آزادی میرسد! جمهوری اسلامی و آزادی گرچه دریک امتدادند، هرگز به هم نمی رسند ! ... جمهوری اسلامی قبل از رسیدن به م آزادی تمام میشود . (تا رودکی) ملت با رسیدن به جمهوری اسلامی تمام می شود! سفارت انگلیس در جمهوری اسلامی است! سفارت روسیه هم از جمهوری اسلامی زیاد دور نیست! از انقلاب مستقیم به آزادی می رسید و اگر بخواهید به جمهوری اسلامی بروید باید از آزادی دور شوید! دانشگاه و پارک دانشجو درست در انقلاب اند! پاسداران همان سلطنت آباد سابق است، همان سمت و سو و جهت و همان شیب را دارد! خ نبرد به پیروزی می رسد! ابتدای پیروزی م شهداست! انگار كه یکی با مهارتی خاص این اسامی را انتخاب کرده.
محمد
اصــلاً مهــم نیــست کــه 3 میـــلیـــارد جنــس مونث روی کـُـره خــاکـــیـــه و مــَـن یــکیــشــــم نــــدارم .. . . . . . مهـــم ایـنــــه کــــه 3 میـــلیــــاد دختر هَــستـن کـــه آرزوی یـــه پسر خـــوب دارن و مـــنـــو ندارن !! یه همچین آدمیم
محمد
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
محمد
یک نفر در همين نزديکي ها چيزي به وسعت يک زندگي برايت جا گذاشته است ... خيالت راحت باشد آرام چشمهايت را ببند يکنفر براي همه نگراني هايت بيدار است يکنفر که از همه زيبايي هاي دنيا تنها تو را باور دارد ...!
محمد
بعضی از آدمها ممکن خونه هاشون بالاشهر نباشه،بزرگ نباشه، شیک نباشه، اما دلاشون در بلندترین نقطه ی کوه احساس ،قلباشون پاک تراز ژرفترین دریاهای دنیا و نگاهاشون پرعشق ترین نگاههای دنیاست ، پس بیاین هیچ کس رو بخاطر نداشتن پولش تحقیر نکنیم
محمد
به جرم وسوسه ... چه طعنه ها که نشنیدی حوا ... ! پس از تو همه تا توانستند آدم شدند .. !! چه صادقانه حوا بودی و چه ریاکارانه آدمیم !