محمد
تا حالا مثل من خوشتیپ دیدین...؟؟
محمد
من میروم از رفتنم شاد باش ...از عذاب دیدنم آزاد باش...گرچه تو تنهاتر از من میروی...ولی آرزو دارم که عاشق شوی...آرزو دارم بفهمی درد را...معنیه برخوردهای سرد را...
محمد
بعضیا چه کارا که نمی کنن...........
محمد
هیچ گاه باور نکردی حقیقت بودنم را.... همیشه هست هایم در سایه گاهی پنهان بود.... نخواستی که خودم باشم!!! خواستی باشم ...اما آن که تو می خواستی دیگری را.... و نه من را.... ای کاش باور میکردی حقیقتم را ... تا دنیا را برایت دگرگون میکردم
محمد
زمان میگذرد و یادِ تو یک بار دیگر...تمامِ ذهنم را پر پر میکند... آسمان سیاه خورشید کم را برای همیشه در خود گرفته است... دوباره به میله های وحشی شب چنگ میزنم... تا خاطراتم و تو؛ خورشید زندگی ام را از آن زندان تیرۀ دل آسمانی... "بیرون کشیم" آیا یک دنیا فاصله بینِ دستهایمان مجاز است؟؟؟ آیا میتوانی و میخواهی باز هم دوستم داشته باشی؟؟؟ آیا دستانت باز قلبم را نوازش خواهد کرد؟؟؟ گذشته تصویرِ خوبی نبود؛آینده را برایم میسازی؟؟؟
محمد
وقتی هستی نیستم , وقتی نیستی هستم وقتی هستم نیستی, وقتی نیستم هستی ای همه ی نیست شده ی هستی من, هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی ......
محمد
مرد: چرا دعوامون میشه عصبانی نمیشی؟ زن: خودمو کنترل می کنم مرد: چه جوری؟ زن: توالت میشورم مرد: چه ربطی داره؟ زن: آخه با مسواک تو میشورم!!!
محمد
گفتم: خدايا سوالی دارم گفت: بپرس.... گفتم: چرا هر موقع من شادم، همه با من ميخندن، ولی وقتی غمگينم كسی با من نميگريد ؟ گفت: خنده را برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترين دوست آفريدم.....!
محمد
حسابان و دیفرانسیل را در مدارس تدریس میکنند, که تو "حـــــــد" خودت را بدانی و "قــــدر" دیگران را
محمد
چه بسا سگهایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند، شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند، ولی نمی دانستند شیر، شیر میماند و سگ، سگ
محمد
تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یــــک کلمه است "این نیز میگذرد " ولی دق می دهد تـــــا بگــــــــــــذرد...
محمد
دیایی بی کران باشی یا برکه ای ذلال آسمان در تو پیداست
محمد
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی