محمد
بهش گفتم ! حقیقت رو بگو تا روشن شم ! وقتی حقیقت رو گفت کلا خاموش شدم ...!
محمد
کاش دهخدا می دانستدلتنگی ... اشک .... فاصله .... بی وفایی....تعریفش فقط دو حرف است"تـــو" ...
محمد
شمردن بلد نیستم دوست داشتن بلدم و گاهی شده یکی را دو بار دوست داشته باشم دو نفر را یک جا! چه کار می شود کرد؟ دوست داشتن بلدم شمردن بلد نیستم!...
محمد
.♣.هرگز فراموش نکن... معاشق شدن آسان است، اما ادامه آن هنر است دوست هرکه باشد، نسخه دوم خودت است نمی توان جلوی پیری را گرفت، اما میتوان روح جوانی داشت هر جا که باشی دوستانت دنیای توهستند بالا رفتن سن حتمی است اما اینکه روح تو پیر شود بستگی به خودت دارد خنده کوتاهترین راه بین دوستان است عمر سالهای گذشته نیست سالهایی است که از آن زندگی کردی عشق زندگی را نمی چرخاند اما انگیزه ای است برای زندگی وقتی جایی داری که بروی یعنی خانه داری ووقتی کسی را دوست داری یعنی خانواده داری بزرگترین لذت زندگی داشتن دوست صمیمی است غیر از سخن گفتن راههایی بین دوستان وجود دارد اگر از چیزی لذت بردی دیگران را شریک ساز و چه زیباست که ببینیم کسی میخندد و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای
محمد
تا حالا مثل من خوشتیپ دیدین...؟؟
محمد
حرارت لازم نیست....گاهی از سردی نگاهت می توان آتش گرفت..!
محمد
پنهان کن در آغوشت مرا مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن آن سوی تاریکی .. بر پهنه ی زندگی آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و باران سرود آفتاب را تکرار می کند ... راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد پنهان کن مرا در آغوشی که نامش دوست داشتن است
محمد
من میروم از رفتنم شاد باش ...از عذاب دیدنم آزاد باش...گرچه تو تنهاتر از من میروی...ولی آرزو دارم که عاشق شوی...آرزو دارم بفهمی درد را...معنیه برخوردهای سرد را...
محمد
بعضیا چه کارا که نمی کنن...........
محمد
هیچ گاه باور نکردی حقیقت بودنم را.... همیشه هست هایم در سایه گاهی پنهان بود.... نخواستی که خودم باشم!!! خواستی باشم ...اما آن که تو می خواستی دیگری را.... و نه من را.... ای کاش باور میکردی حقیقتم را ... تا دنیا را برایت دگرگون میکردم
محمد
باز هم سرم گیج می رود... دستانم می لرزد... و دلم چه بی تابانه می تپد...! گمان می کنم... باز تو داری... می آیی..