محمد
صدایی که از جیب پالتوی من می آید از آن ِ هیچ موبایل ِ نداشته ای نیست دستان ِ نیمه آهنی ِ من است که دارد از فرط ِ بی کسی / زنگ می زند
محمد
یه مگس رو هوا بود در یک چشم به هم زدن رو هوا گرفتمش با کلی افتخار به بابام گفتم حال کردی ؟؟!! سرش رو تکون داد گفت خاک بر سرت ، جوونای هم سن تو هواپیمای بدون سرنشین میگیرن رو هوا ، تو هنوز مگس شکار میکنی
محمد
آگهیهای ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم: چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت، استاد و حاجی... فوت میکنند؟ ... اما وقتی از قیمت چاپ یک آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم، فهمیدم؛ "فقرا" !!...همیشه بیصدا میمیرند
محمد
رشتی بی غیرت نیست...................(مگر میرزا کوچک خان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست..................(مگر نیما کله ماهی خور بود؟) لر هالو نیست.........................................(مگه لطف علی خان هالو بود؟) ترک زبان عر عر نمی کنه..............................(مگه شهریار عر عر می کرد؟) قزوینی همجنس باز نیست.................(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست.....(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) . بلکه اینان ستون های ایرانند
محمد
زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم کبریت های بی خطر از چین بیاوریم آورده ایم هرچه شما فکر می کنید چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم هرچند توی کشور ایران زیاد هست ما می رویم گورخر از چین بیاوریم آورده ایم ما نمک از ساحل غنا پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند زنبورهای کارگر از چین بیاوریم حالا که خشگلان همه رقاص گشته اند صد واجب است شافنر از چین بیاوریم خشکیده است پس بدهیدش به روسیه دریای خشگل خزر از چین بیاوریم تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع باید که دختر و پسر از چین بیاوریم حالا که نیست کار بزان پای کوفتن ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند باید گدا و در به در از چین بیاوریم گویند سرّ عشق نگویید و نشنوید ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم
محمد
به پیش روی من، تا چشم یاری می كند، دریاست ! چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست ! درین ساحل كه من افتاده ام خاموش، غمم دریا، دلم تنهاست . وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق ها ست !
محمد
تو کجایی سهراب ؟ تو کجایی سهراب ؟ آب را گل کردند چشمها را بستند و چه با دل کردند ,,, وای سهراب کجایی آخر ؟ ,,, ... ... زخمها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ,,, تو کجایی سهراب ؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ,,, همه جا سایه ی دیوار زدند ,,, ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! ,,, دل خوش سیری چند ؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب ,,, قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟
محمد
حـ ـرف کمـ ـی نبـ ـود قـ ـرار ومـ ـدار عشـ ـق امـ ـا چـ ـه فـ ـایده – کـ ـه نفهمـ ـیم یـ ـار را! ای روح هـ ـای نـ ـاب ! دوبـ ـاره بـ ـه پـ ـا کنیـ ـد قـ ـدری بـ ـرای اهـ ـل زمستـ ـان بهـ ـ ــار را !
محمد
آزادی لخت گشتن در خیابان نیست ...! آزادی گشت و گذار با دوست پسر و دختر نیست ...! آزادی یعنی من کافر هستم ولی به دین تو احترام میگذارم ...! آزادی یعنی یکی در خیابان بی حجاب یا با حجاب بود تمسخرش نمیکنم ...! آزادی یعنی من پیکم را پر میکنم و تو نمازت را سر وقت میخوانی ...!
محمد
ســــــــــــــــــــــلام عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرض شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
محمد
شیک پوش ترین زن سال 2010 به همراه همسر
محمد
چشم دل باز كن كه جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی گربه اقلیم عشق ،روی آری همه آفاق گلستان بینی بر همه اهل این زمین ، به مراد گردش دور آسمان بینی آنچه بینی ، دلت همان خواهد و آنچه خواهد دلت ، همان بینی بی سرو پا گدای آنجا را سر ز ملك جهان گران بینی هم در آن ،پا برهنه قومی را پای بر فرق فر قدان بینی هم ، در آن ، سر برهنه جمعی را برسر از عرش سایبان بینی گاه وجده و سماع هر یك را بر دو كون آستین فشان بینی دل هر ذره ای كه بشكافی آفتابیش در میان بینی هر چه داری اگر به عشق دهی كافرم ، گر جوی زیان بینی جان گدازی اگر به آتش عشق عشق را كیمیا جان بینی از مضیق جهات در گذری