فرهاد
ما قرمز ها الکی باختیم خیلی الکی
فرهاد
دوش خواندند مرا تا به در خانه دوست از جا برهیدم که رسم در بر دوست تا بدانجا برسیدم زتنم روح تهی گشت از بهر وصال رخ محبوب چنین گشت
فرهاد
کاش مي شد خالي از تشويش بود برگ سبزي تحفه ي درويش بود کاش تا دل مي گرفت و مي شکست عشق مي آمد کنارش مي نشست کاش با هر دل , دلي پيوند داشت هر نگاهي يک سبد لبخند داشت کاش لبخندها پايان نداشت سفره ها تشويش آب ونان نداشت کاش مي شد ناز را دزديد و برد بوسه رابا غنچه هايش چيد و برد کاش ديواري ميان ما نبود بلکه مي شد آن طرف تر را سرود کاش من هم يک قناري مي شدم درتب آواز جاري مي شدم آي مردم من غريبستاني ام امتداد لحظه اي بارانيم شهر من آن سو تر از پروازهاست در حريم آبي افسانه هاست
فرهاد
نمیدونم امروز چرا اینقد دلم تنگه......................اه ای خدا
فرهاد
نمیدانم چرا اینروزها در جواب هر که از حالم میپرسد تا میگویم خوبم چشمانم خیس میشود....
فرهاد
خودتان را در قلب هیچ آدمی نچپانید! جا نمی شوید... فقط چروک می شوید!!! از ما گفتن بود
فرهاد
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود...معرفت که نداشته باشی ، "" نامردی""
فرهاد
دوست دارم بدونم با چه منطقی این کارُ می کنه ... ؟
فرهاد
میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه …!
فرهاد
شايد زندگی آن جشنی نباشد که آرزويش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شدی تـا مـيـتـوانی زيـبـا بـرقـص
فرهاد
با بعضی از ادمها باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه والا بخدا...
فرهاد
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ ﭼﺮﺍﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻔﺮﺩ ﻫﺴﺘﻢ ، ﻏﺮﻭﺭ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘﻢ.. . ﺗﻮ ﻧﯿﺰ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺵ ﭼﺮﺍﮐﻪ ﺗﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
فرهاد
بیائید تا هستیم همدیگر را لمس کنیم، سنگ قبر احساس ندارد . . .