فرزاد
بی حوصله ام دست خودم نیست کمی دلتنگ فردایم فردایی که تومی آیی شاید من نباشم
فرزاد
يادم باشد : گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود ! يادم باشد : سنگ خيلي تنهاست ، بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکن
فرزاد
هیــچ چیــز جای خـــود نیست زنــــدگی،آدم ها،قلـب ها یا یکــی بـی دل است یا دو دل. . . یکی هــم اینجا بی تـــ ــو , دل تــوی دلش نیست . . .
فرزاد
این روزها ، … هر جایی را که نگاه می کنم پــــــــــر است از وجود آدمهای ” بی وجــــــود ”
فرزاد
تجربــــــــــــه ے امـــ ــ روز : ✓ از تصمیمـــاتمــــ با هیچکســـــ حرفـــــــ نزنمـــ...!
فرزاد
اگه این معلم های دبستان.. میدونستن یه روزی قراره.. فقط تایپ کنیم.. اینقدر سعی نمیکردن خطمون خوب شه
فرزاد
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
فرزاد
هی فلانی نردبان هوس را بردار و از اینجا برو , با اینچیزها قدت به عشق نمیرسد ! عشق بال میخواهد که تو نداری ...
فرزاد
دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی. «گابریل گارسیا»
فرزاد
گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری ولی انگاه همین جا و همین دور و بری ماه می تابد و انگار تویی می خندی باد می آید و انگار تویی می گذری . . .
فرزاد
اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد
اونو بدرقه راهت می کردم . . .
فرزاد
هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر تکرار شو حوالی دستان خسته ام شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر . . . .
فرزاد
دلتنگ تر از آن که دلم را بشکانی
من آمده ام یا نشود یا نتوانی
من آمده ام تا که به چشم تو بدوزم
چشم های شکست خورده ی رویای جوانی …
فرزاد
شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را
قلم گفتا برو بیمار عاشق ، ندارم طاقت این بار غم را . . .