به اسم من چیکار داری؟
تـــمــامــ دارمـــ هــــــایــم را گــــرفــــتــی دیـــگـــر هـــیــچ چـــیـــز نــــدارم ؛ ..... حتـــیــــ ــ ـ دوســـتـــتـــ را . . .
به اسم من چیکار داری؟
همـــین کــه فـــکر مـــی کنم مـــ ــن و تـــ ــو دو نـــفریـــم . . بــا سقفـــ هــای جـــدا امـــا؛ دلـــهای نـــزدیــ ــک آرامـــ ـــم مــــی کنـــ ــد !
به اسم من چیکار داری؟
مهربانم غمگین مباش دل شکستن رسم این زمانه است یکی سنگ به دلت سنگ می زند دلت می شکند یکی از راه می رسد تکه های شکسته را جمع می کند دلت را از نو میسازد اما این بار به تو دل می بندد به فرشته ها سپرده ام وقتی کنارت نیستم دستای مهربونشون نوازشت کنن تا احساس تنهایی نکنی و به ستاره ها سپرده ام تا برات چشمک بزنن و سرگرمت کنن تا دلتنگی سراغت نیاد و به باد سپرده ام بوسه هام رو بذاره روی گونه هات تا وقتی چشمات رو می بندی من رو کنارت حس کنی پس هر وقت دلت گرفت جلوی آینه بایست و یه لبخند بزن من رو تو چشمای خودت می بینی که تمام دنیام رو فدای لبخندت می کنم عزیزترینم مهربان ترینم دوست داشتنی ترینم نبینم حال و هوای برگ ریزون چشمات رو ....... فراموش نکن: هر وقت دلت می گیره می سوزم هر وقت دلت می سوزه می
به اسم من چیکار داری؟
از هم شب آماده شب لباس سیاهه خود را به تن کرده سیاه تر از همیشه همه خوابند ولی* چشمهای من خواب را نمیخواهند من از شب هراسانم ستاره ای دیگر نیست مهتاب هم بخواب رفته من بیدار به انتظار مهتاب شبی* مهتاب خواهد آمد باز هم انتظار چند سال از این انتظار می*گذرد؟ ده، بیست، سی،……
به اسم من چیکار داری؟
دلنوشته هايم هـنـوز بـوی تـ ـو را مـیـدهـنـد و عـطـر ِ یـادت . . . مـشـامـم را نـوازش مـیـدهـد انـگـار کـه هـسـتـی ! . . .
به اسم من چیکار داری؟
گلی را که دیروز به دیدار من هدیه آوردی ای دوست دور از رخ نازنین تو امروز پژمرد همه لطف و زیبایی اش را که حسرت به روی تو می خورد و هوش از سر ما به تاراج می برد گرمای شب برد صفای تو اما گلی پایدار است بهشتی همیشه بهار است گل مهر تو در دل و جان گل بی خزان گلی تا که من زنده ام ماندگار است
به اسم من چیکار داری؟
گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان چراکه بیشتر دوستمان دارند وقتی دوستشان نداریم!
به اسم من چیکار داری؟
نگذار به خاطره ی بودنت عادت کنم که بادآورده را باد می برد...
به اسم من چیکار داری؟
دستــــ ــم را بگيـــ ــر تـــو را يـــــــ ــاد بگيرم.....
به اسم من چیکار داری؟
هوایت که به سرم می زند دیگر در هیچ هوایی، نمی توانم نفس بکشم! عجب نفس گیر است هوایِ بی توئی!
به اسم من چیکار داری؟
در زیر فواره ها ی رنگ عشق کنار سپیدار میانه ی لبخندها می جویمت به گوشه ای ...با بوسه های پنهان دست ها دردست میعادگاه نگاه ها میدانگاه انتظار کمی آنسوتر از بادکنک کودکی که بما میخند د وگوئی عشق را میشناسد...
به اسم من چیکار داری؟
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی ياران نمیدانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم . . .
به اسم من چیکار داری؟
اتل متل فسنجون يه بوس ميدي عزيز جون؟ بوس نميدي قول ميدي اس ام اس خوشگل ميدي!
به اسم من چیکار داری؟
سفرت بخیر ، اگه میری از اینجا تک و تنها ،تا یه شهر دور تا یه شهر دور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور به یه دنیا نور میمیرم برات سفرت بخیر
به اسم من چیکار داری؟
به ستـــاره ها خواهم گفتـــــ تا آن زمان که سحـــر می دمد بر جــاده های شبتـــــــ بتابد تا مسیــــر آرزوهایتــــ بی نور نماند .