فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
شاید این باران هوا را تر کند . . .
فلور
چه عجب بابا؛بالاخره یکی از دعاهام مستجاب شد : )
فلور
احساس میکنم دیگه حوصله ی منو نداره : (
آناهیتا
توسط پیامک
Nemidoni k cheqad khoshalam k daramet , che khob shod k un rozaye bade b ham bodanemon tamom shod ,jane khodam bedone eqraq migam..
فلور
در راستای چند تا پست قبلیم در مورد "دوست صمیمی ه سابق" باید عرض کنم که خیلی خودخواه و مغرور بود؛الکی خودشو بالا میگرفت در صورتی که هیچی نبود؛خیلی هم نا منظم بود و از همه مهمتر سر قرارها دیر می اومد؛یعنی من متنفر بودم از این کارش؛نه یه بار,نه دو بار؛چندین باااااااااااار!اصنم عذرخواهی نمیکرد...حالم ازش بهم میخوره...
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (