فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
راجع به چه چیزایی می تونستیم حرف بزنیم که نزدیم . . .
فلور
دچار بحران دوست زدگی شدم,یه مدت میخوام دور باشم از هر کی که منو میشناسه؛یه جایی این وسط اشتباه کردم تو رفتارام,تو حرفام... : |
فلور
هییییییییی!نمیدونم چرا یهو اینجوری شد!از یه دوست صمیمی تبدیل شد به یه آشنای غریبه!دیگه حرفی واسه گفتن نمونده!بازم تنها شدم! : (
فلور
آدمی ام که نگاهم خیلی به گذشته است؛خیلی؛خاطرات خوب گذشته رو نمیتونم فراموش کنم و هی به خاطر نبودنشون غصه میخورم؛خیلی بده؛خیلی...وقتی واقعیت تالاپ میخوره تو سرت که بهت بفهمونه گذشته رفته و خاطرات خوبشم با خودش برده بدترین احساس دنیاست...
فلور
و من هنوز عاشقم آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و در آخر همه را فراموش کنم !!!
فلور
هر وقت خواستم یه کاری رو انجام بدم، چیزی که از ته قلبم میخواستم به دستش بیارم، . . . . بهش نرسیدم و با یه نـــــــــه بزرگ روبرو شدم! . . . . انصاف نیست به خدا! . . . . انصاف نیست!
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 47 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (