فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
چه شب دلگیریه امشب.اصن حال هیچی رو ندارم : (
فلور
چقدر امروز روز تلخی واسم بود.خیلی تلخ : | خدایا چرا هیچ چیز زندگیم جور نمیشه؟چرا هیچ وقت نمی خندم؟ : (
فلور
هر کسی تو زندگیش یه "هامونی" داره...
فلور
خیلی غصه میخورم بابت این قضیه ای که پیش اومده,کم ناراحتی داشتم,تازه داشتم می خندیدم که بازم این قضایا پیش اومد,اه!
فلور
این مسابقه ی عکاسی بود,مشخص نشد کی برنده شده؟
فلور
از صبح که اون فیلمه رو دیدم هی بغض دارم؛هی بغضمو میدم پایین؛هی دوباره میاد بیخ گلوم؛جنبه ی دیدن فیلم ندارم به خدا : (
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (