فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
اصلا از لوس بازی خوشم نمیاد . . . : |
فلور
چند وقتی هست که دیگه نمی نویسم؛حس نوشتنم کور شده؛قبلنا به اندازه ی دوتا صفحه ی ورد مثلا؛فقط در مورد نگاه یه عابر پیاده می نوشتم ولی الان در حد یه خط هم نمی تونم بنویسم،فکرم خیلی مشغوله : (
فلور
و از همه مهمتر افسوس و صد هزار بار افسوس واسه هزاران کلمه ای که این وسط الکی خرج شد و هیچی به هیچی . . .من واسه کلمات حرمت قائل بودم,الان که فکر میکنم می بینم الکی حرومشون کردم؛سر هیچ و پوچ...
فلور
گمان مبر که به پایان رسیده کار جهان,هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است...
فلور
آه امان از عمر ِ رفته . . .
فلور
این هم متن کاملی که میگفتم از "علیرضا روشن"
فلور
چقدر دلگیره همه چی, هـــــــــوا ؛همـــــــه ؛خـــــودم . . .!
فلور
فقط بارون ِ و بارون . . .به دلتنگی هام اضافه میکنه این بارون . . . : (
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 23 ساعت و 27 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (