فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
اه!همش ناراحتی...!تا یه لبخند میزنم پشت بندش بدبیاری و دلخوری... : |
فلور
امروز یکی از دوستای خیلی خوبمو دیدم,همون آدم بود؛منم همون آدم بودم؛تنها چیزی که عوض شده بود شرایط زندگی مون بود و گذر زمان؛اینکه دیگه اون دانشجوهای سابق فلان دانشگاه نبودیم؛آدما بعد فارغ التحصیلی چقدر نگاهشون فرق میکنه به همه چی...این دوست خوب همیشه همیشه ی تو زندگیه من خواهد بود و من اینو با تمام وجود حس میکنم...
فلور
آه از این جای خـــــالی؛آه...
فلور
افسوس واسه دقیقه هایی که برای آدمای بیخود حروم کردم...
فلور
امشب خیلیییییییی خوش گذشت,موسیقی زنده همراه با فامیلا,دست زدنامون,خندیدن هامون,این جمع شدنا ارزون به دست نمیاد,خدارو شکر که هست هنوز : )
فلور
میدونم این روزها هم میگذره ولی خاطرات بدی که داشتم فراموش نمیشه . . .!این روزها چقدر سخت میگذره واسم؛هیچیه هیچی هستم,تو خالی!هیچی ندارم از خودم!پس من کی حالم خوب میشه؟؟!!
فلور
الان اگه ما همچین پستی زده بودیم,جوراب مارو پرچم کرده بودن ! هه ! اشاره به یه سایت دیگه : |
فلور
بعضیا چرا حرف و عملشون یکی نیست آخه؟!5ماه پیش وقتی شخص مورد بحث این پست گفت من هرگز به یه جای خاص برنمیگردم؛یعنی اصلا امکان نداره که برگردم،ولی دیروز فهمیدم که دقیقا برعکسشو انجام داد!و به جایی برگشت که گفته بود دیگه پامو نمیذارم!
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (