دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فلور

\"زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره؛پاشو یه دوش بگیر همه ی غمارو بریز تو چاهک بره پی کارش...\" درباره »
فلور
زن - مجرد
امتیاز: 3195

دنبال‌شدگان

(432 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(431 کاربر)

گروه‌ها

(236 گروه)

بازدید

فلور
فلور

یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!

فلور
فلور

نیم ساعت پیش خانوم "ش" زنگ زد بهم؛حرفام بیخ گلوم موند؛نتونستم به حرمت 4سال دوستی دلشو بشکونم و حرفای دلمو بهش بزنم؛درسته نمیتونم دیگه مثل قبل دوسش داشته باشم ولی نمیتونم فراموشش هم بکنم؛هر چی باشه؛4سال باهم دوست بودیم و به خونشون رفت و آمد داشتم . . .

فلور
فلور

رفتم رو الگوی بالا تنه و یه بلوز واسه خودم درست کردم؛اولین بلوز یقه گرد با برش عصاییمن خیلی به خودم افتخار میکنم,اصن انقده ذوق کردم

فلور
فلور

تبدیل شدم یه یک آدم بی تفاوت و خنثی,در هر زمینه ای : |

فلور
فلور

دلم خوش ه به چند نفر؛باقی حالم رو میکنن . . .

فلور
فلور

امروز سالگرد ازدواج مامان بابامه

فلور
فلور

وقتی از یکی خیلی خوشم بیاد و دوسش داشته باشم بهش میگم "گله دختر" یا "گله پسر" این نهاااااااااایت احساسه من اینجور موقع ها : )

فلور
فلور

امروووووووووووووز خیلییییییییی خوش گذشت

فلور
فلور

امروز انقدر دوچرخه سواری کردم دیگه واسم نا نموند

فلور
فلور

آها اینم یادم رفت بگم,از این به بعد دیگه هر کی هی زر زد بهش میگم باشه بابا تو خوبی و خلاص!

این ارسال را بازنشر کرده است.
فلور
فلور

سلام...

فلور
فلور

وقتی آدم کسی را دوست داشته باشد ... بیش ‌تر تنهاست. چون نمی ‌تواند به هیچ‌ کس جز همان آدم بگوید که چه حسی دارد … و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند... تنهایی تو کامل می‌شود...

فلور
فلور

آه که تعبیر شد خواب پریشانی ام ...

فلور
فلور

امشب سر سفره چقدر با مامان اینا خندیدم,هی پقی میزدیم زیر خندهانقده دوست دارم این لحظه ها رو برعکس بیشتر کسایی که با خانواده شون خیلی صمیمی نیستن ولی من خیلی خیلی با خانواده ام راحتم و دوسشون دارم,درسته یه سری اختلاف عقاید و گاهی اوقات بحث ها و ناراحتی هایی هست ولی این خنده شوخی ها از همه مهم تره

فلور
فلور

تازه امروز هم یکی رو دیدم که دوست نداشتم دیگه باهاش روبرو بشم,ولی شد دیگه؛همونجوری بود اخلاقش مثل قبل؛ فقط من عوض شده بودم؛دیگه نگاهم بهش مثل قبل نبود,ولی حیف میخواستم بهش بگم بی معرفت می میری یه بار حال مارو بپرسی؟ولی خجالت کشیدم نگفتم دیگه!حیف شد : (