فلور
یه بار بهم گفته بود"تو نقش خورشید در آبی" و به خودش میگفت "سیاهی ه شب های بی مهتاب" . . .!
فلور
الان آواتار یکی از دوستان به چشمم خورد یهو دلم هری ریخت پایین؛فکر کردم خودشه : |
فلور
امروز رفتم فیلم"برف روی کاج ها" رو خریدم؛خیلی دوست دارم این فیلمو,توی سینما دیدم,این فیلم واسم یادآور یه خاطره است؛اون اوایل که واسم یه خاطره ی خوب بود,یعنی اسم فیلم که می اومد لبخند میزدم؛ولی بعد یه مدت که یه چیزایی فهمیدم بعد اون وقتی یاد این فیلم می افتم اون خاطره ی بد واسم تداعی میشه . . .!
فلور
چه عجب بابا؛بالاخره یکی از دعاهام مستجاب شد : )
فلور
و اعتقاد بعدیم در راستای 2تا پست قبلیم اینه که:و وقتی اون فرش بافته شد و اگه دسترسی به اون شخص نداشته باشیم حسم بهم میگه که خود فرش میگرده صاحب خودشو پیدا میکنه...
فلور
بعضیا فکر میکنن اینجا چه خبره,خودشونو خیلی بالا میدونن,دختره ی پررو واسه اینکه افتخار میدادم میرفتم تو پروفایلش پست هاشو بخونم ولی چون لایک نمی زدم زده منو ایگنور کرده,باشه بابا تو خوبی : )
فلور
انقدر بدم میاد هر نسلی خودشو نسل سوخته میدونه,تو تاکسی میشینی طرف میگه من متولد سال فلانم,نسل سوخته ام،تو خیابون فلانی به بغل دستیش میگه من متولد سال فلانم؛نسل سوخته ام!آقاجان ما چیزی به اسم نسل سوخته نداریم به اون صورت؛اصن من فکر میکنم هر بچه ای وقتی بزرگ میشه حالا متولد هر سالی که باشه,اگه حداقل امکانات و اون چیزایی که حقش هست رو نداشته باشه مثلا یه کار متوسط نداشته باشه؛یه خانواده ی خوب نداشته باشه و هزارتا چیز دیگه؛جزو نسل سوخته حساب میشه؛حالا هی بگین ما مال نسل سوخته ایم و هی حصار بکشین دور خودتون!آره اینجوریاست : دی
این جمله ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره...!
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبلیک ساله که گذشته : (