دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

مــــــــــدام میگفتـی خیــــالت تخت من به تـو وفــــــــادارم و من چـه ســــــــاده لـــوحانه خــی... درباره »
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
زن - مجرد
امتیاز: 4896

دنبال‌شدگان

(1264 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(642 کاربر)

گروه‌ها

(73 گروه)

بازدید

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

مــَعــمــولا آدَمــا از ایــنــکــه بــَعـد از مـَـرگ فــَـرامــوش بــِـشـــَـن وَحــشـــَـت دارَن,وَلـــی چــه ســَـخــته زِنـــده بـــاشـــیُ فــَــرامـــوش بـــِـشی . . .

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت. دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد. در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد....

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

نمیدانم چرا اینگونه است ....وقتی نگاه عاشق کسی به توست میبینی... اما دلت بسته به مهر دیگریست. بی اعتنا میگذری و عاشقانه به کسی مینگری که دلش پیش تو نیست.

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست ...عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و او هرگز نفهمد که چرا خیس نشد............

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
2q3w5ti.jpg ✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی شود برای دلتنگی هایم

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

بای بای بچه ها

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

مغز انسان پر کارترین جای بدنه اون همه ۲۴ ساعت روز و همه ۳۶۵ روز سال و کار میکنه کار اون از لحظه تولد آغاز میشه و فقط وقتی متوقف میشه . . . . . . . . که ما وارد سالن امتحانات میشیم!!

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
zog.jpg ✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

شما کدوم زوج رو میپسندین؟!

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

این بوق ماشین عجب کاربردهایی داره تو ایران:سلام،چاکرم، شما بفرمایید،هُششششششششششش،بپر بالا،خفه شو، دمت گرم،عروس دومادو ببوس یالا،درو وا کن، مرسی،برسونمت، بیا اینجا کارت دارم،هوی با توام،خدافظ!دیده شده بعضی جاها حتی به جای ترممز ازش استفاده می کنن!

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

بای بای بچه ها

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

خدایا یعنی میشه یه روز یه کیبوردی اختراع بشه که خودش بفهمه کی باید فارسی تایپ کنه کی انگلیسی؟؟؟ حروم شد نسلمون از بس به جاه گوگل زدیم لخخلمث ! و به جای [!]بوک زدیم بشزثذخخن!!!

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

رفتم سوپر مارکت سر خیابون،یه بچه اومده به فروشنده میگه پفک چنده ؟ فروشنده میگه چه پفکی ؟ میگه این پفک پونصد تومنیا !! هوشت تو حلقم!!

✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

اگه قرار باشه فقط و فقط به خاطر یه چیز خدارو شکر کنی، اون چیه؟