گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ... گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود ... گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد ... گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود ... گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد ... ... .........گاهی آرزو میکنم ای کاش ... دلی نبود تا تنگ شود ... تا خسته شود ... تا بشکند .....
@azar باز پائیز..این بار آذر...این بار آتش...دختری گلابتون را تقدیم میکند به آغوش پر مهر ِ مادری زیبا...پدر برای قدمهایش قربانی میکند...لحظه لحظه ی ِبرگریزان نیست ...حالا لحظه های پُر از عشق است..آمدنت بهار را مژده داد..آذر داغتر شد..خنده هایت به شکوفه های سیب طعنه زد...قرار شد آتشی باشی برای گرمای ِدلشان...پدر و مادر برایت بهترین ها را آرزو کردند...بختت سبز دخترکم...شادیت فزون دلبندم...دولتت پایدار شیرینم...پدر با خنده زمزمه کرد مهربانیهایش را....من نیز برایت عمری طولانی همراه با عشقی داغ...آرزومندم..دوست خوبم سالم بمان و صدساله شو...."آذرجــآن " تولــــدتـــ مبــارکــــــــ
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 24 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل توسط موبایل