بار خدايا من را چنان گردان كه از پدر و مادر بترسم مانند ترسيدن از پادشاه ستمكار ، و با ايشان خوشرفتاري نمايم همچون خوشرفتاري مادر مهربان ، و فرمانبري و نيكوكاريم را به آنان در نظر از خواب ، خواب آلوده خوشتر و در دلم از آشاميدن تشنه گواراتر گردان تا آرزوي آنها را بر آرزوي خود برگزينم ، و خشنودي ايشان را بر خشنودي خويش جلو اندازم ، و نيكوييشان را درباره خود هر چند اندك باشد بسيار شمارم ، و نيكويي خويش را درباره آنها هر چند بسيار باشد كم بدانم ( بسيار شمردن نيكويي پدر و مادر اگر چه كم باشد براي آن است كه رغبت در دوستي و فرمانبري آنها زياد گردد و در سپاسگزاري و قيام به حقوق آنان كوتاهي نشود )
از حضرت صادق - عليه السلام - روايت شده : مردي نزد رسول خدا - صلي الله عليه و آله - آمد و گفت : من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم ، پيغمبر - صلي الله عليه و آله - فرمود : در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوي نزد خدا زنده بوده و روزي داده مي شوي ، و اگر مردي پاداش تو بر خداست ، و اگر برگشتي از گناهان برگشته اي چنان كه به دنيا آمده اي ، آن مرد گفت : يا رسول الله من پدر و مادر سالخورده دارم كه با من داشته انس نمي خواهند به جهاد روم ، رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود : با ايشان باش قسم به آن كه جان من به دست اوست همدمي پدر و مادر به تو روز و شبي بهتر از يكسال جهاد است . اين اخبار دلالت دارد به اين كه بيشتر حقوق پدر و مادر و نيكي به آنها را جز خدا و آن كه خدا به او آموخته نمي داند )
ولاد حناط گفته : از حضرت صادق - عليه السلام - از قول خداي عز وجل و بالوالدين احسانا " و به پدر و مادر نيكويي نماييد " پرسيدم : اين احسان و نيكويي چيست ؟ فرمود: احسان آن است كه با آنها خوشرفتاري نمايي ، و اگر چيزي از تو خواستند هر چند بي نياز باشند آنها را نرنجاني ، آيا خداوند عز وجل نمي فرمايد " سوره 3 ، آيه 92 " : لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون " هرگز نيكي را درنيابيد تا آن كه از آنچه دوست مي داريد انفاق كنيد " پس از آن حضرت صادق - عليه السلام - فرمود : و اما قول خداي عز وجل : اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ولا تنهرهما " و چنان كه يكي از آنها يا هر دو نزد تو پير و سالخورده گردند اف = سخني كه به تنگ آمده باشي = به ايشان مگو ، و بانگ بر آنها مزن " اگر تو را نگران ساختند به آنها اف مگو ، و اگر تو را كتك زدند بانگ بر آنان مزن ، و قل لهما قولا كريما " و با ايشان نيكو سخن گو " فرمود : اگر تو را كتك زدند به ايشان بگو : خدا شما را بيامرزد ، كه سخن نيكوي تو باشد ، واخفض لهما جناح الذل من الرحمة " و از روي مهرباني با ايشان فروتني نما "
(1) بار خدايا بر محمد بنده و فرستاده خود و بر خاندان پاكانش ( حضرت زهرا و ائمه معصومين ) رحمت فرست ، و آنان را به بهترين رحمتها و نيكيها و درود خود امتياز ده
(2) و پدر و مادر من را - بار خدايا - به گرامي داشتن نزد خود و احسان و نيكي از جانب خويش برتري بخش ، اي بخشنده ترين بخشندگان
(3) بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و دانستن آنچه درباره ايشان بر من واجب است به من الهام نما و در دلم انداز ، و آموختن همه آن واجبات را بي كم و كاست برايم فراهم آور ، سپس من را به آنچه كه به من الهام مي نمايي وادار ، و براي انجام در آنچه به دانستن آن بينايم مي سازي توفيقم ده ، تا بجا آوردن چيزي از آنچه من را به آن دانا گردانيده اي از من فوت نگردد ، و اندامم از خدمت در آنچه به من الهام نموده اي سنگين نشود ( سست نگشته باز نمايد ، چون حقوق پدر و مادر در زندگي و پس از مرگشان بر فرزند بيش از آن است كه انسان آن را دريابد از اين رو امام - عليه السلام - و از خداوند سبحان درخواست مي نمايد كه آنها را به او الهام فرمايد و به انجام آن موفق سازد ... #امین
تا حالا به این توجه کردین که ما به مادرامون احترام میزاریم وققتی که ما مادرمونو صدا میکنیم از صمصم قلب میگه جان ام ما .....وقتی که مادرمون ما رو کار داره یا صدا میزنه میگیم ها چی و......بقیه ماجرا قربون مهربونیت مادر ای که به فدای تو بشم مادر
دوستان عزیز بسیار ممنون و متشکرم از ارسالهای زیباتون تو گروه خودتون "مادر..." راستش فک نمیکردم اینجور استقبال بشه! انگار فقط من نیستم که عاشقشم... "دوستت دارم مادر" فعلا... یا حق
می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود انگار جیوه در دل من آب می کنند/ پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم /خاموش و خوفناک همه می گریختند/ می گشت آسمان که بکوبد به مغز من/ دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه /وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد/ یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان می آمد و به مغز من آهسته می خلید: تنها شدی پسر. (((( باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض پیراهن پلید مرا باز شسته بود/ انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود: بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟ تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر /می خواستم به خنده درآیم به اشتباه/ اما خیال بود #ای-وای-مادرم
بعد از تو از کدام دریچه آسمان را به تماشا بنشینم ... و با کدام واژه عشق را معنا کنم ... بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند ... کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است ... باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم #مادر
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط موبایل