گـلـپــری
روز بـ ِه روز سـخـت تـر می شـ ِه ؛ کـاش مـن جـای اون بـودم، ایـنـجـوری دور ُ بـریام کـمـتـر عـذاب می کـشـیـدن ...
گـلـپــری
تو همچون نقطه، درمانی درین کار / که چون میگردد این فیروزه پرگار
گـلـپــری
ایـن روزهـای پـایـانـی در هـر سـال کـ ِه مـی آیـنـد و میـرونـد ؛ یـادآور سـالـهـای آغـازنـد بـرای مـا . . .
گـلـپــری
یـ ِه خـنـده از تـو ، مـن ُ بـس ِ. . .
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 37 دقيقه قبل توسط موبایل