گـلـپــری
به يه معتاد مي گن با 45 , 46 , 47 ,48 جمله بساز. مي گه: چلا پنجه مي كشي؟ چلا شيشه مي شكني؟چلاهف نمي زني؟ چلا هشتي ناراحت؟
گـلـپــری
سفره دل یارو رو باز ميکنن ميبينن توش نون و پيازه
گـلـپــری
وقتی یه سیب گاز می زنی و یه کرم درسته می بینی ناراحت نشو ... وقتی ناراحت بشو که یه سیب گاز می زنی و یه کرم نصفه می بینی ....
گـلـپــری
زندگی مثل ديکته می مونه که ما همیشه می نويسيم ... همیشه غلط می نويسيم ... همیشه پاک می کنيم ... و دوباره می نويسيم ... و دوباره غافل از اينکه یه روز عزرائيل داد ميزنه و میگه برگه ها بالا ....
گـلـپــری
سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید در به دری ، هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان رسد مایه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب ..... از جیب و جان که بر آید ...... کز عهده خرجش به در آید .
گـلـپــری
از محاسن ازدواج :
اگر همسر خوبی گيرتان بيايد خوشبخت می شويد و
اگر گرفتار يك همسر بد شديد فيلسوف بزرگی خواهيد شد !
گـلـپــری
اگه یه روز بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و به خونتون نرسی ...
اونوقت می فهمی كلاغ قصه ها چی می كشه !
گـلـپــری
همیشه یادت باشه : فقط یكی هست كه به خاطر تو نفس می كشه ... اونم دماغته !
گـلـپــری
می گی گل رو دوست داری ولی می چینیش ...
می گی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش ...
می گی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس می ندازیش ...
چه جوری می تونم نترسم وقتی می گی دوستم داری ؟؟؟
گـلـپــری
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه ! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون ...
گـلـپــری
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید . . . دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید .
گـلـپــری
بزرگی را گفتم : زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری .... گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با عشق ساخت ، با بی وفایی سوخت ، با جدائی مرد
خادمه ي اباعبدالله عظم الله اجورنا !
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبل توسط موبایل